برگردان به زبان ساده
اما آنچه گفتم: «مقصودت معلوم شد و سخن اندر غرضت اندر این کتاب مقسوم شد». مراد از این قول آن بود که تا مسئول را مقصود سائل معلوم نگردد، مراد سائل محصول نگردد؛ که سؤال از اشکال کنند و چون به جواب، اشکال حل نشود فایده ندهد و حل اشکال جز به معرفت اشکال نتوان کرد. و آنچه گفتم: «سخن اندر غرضت مقسوم شد»، یعنی سئوال بر جمله را جواب بر جمله باشد، چون سائل بر جملهٔ درجات و اخوات سؤال خود عالم بود؛ و باز مبتدی را به تفصیل حاجت باشد و اقسام حدود و بیان آن، خاصه که غرض تو اسعذک اللّه اندر این آن بوده است که تا تفصیل دهم و کتابی سازم از سؤال تو. و باللّه التوفیق.
اما آنچه گفتم: «خواستهٔ تو دانسته شد و سخن در باب مرادِ تو در این کتاب بخشبندی گشت». مراد از این قول آن بود که تا خواستهٔ پرسشگر بر پاسخدهنده روشن نشود، مقصودش برآورده نمیشود. پرسش از اشکالها میکنند و اگر پاسخ آن اشکال را برطرف نکند، سودی ندارد. حل اشکال نیز جز با شناختنِ خودِ آن ممکن نیست. و آنجا که گفتم «سخن بخشبندی گشت»، یعنی پرسش کلی را پاسخی کلی است، اگر پرسشگر خود به تمام زوایای پرسش خویش دانا باشد. اما نوآموز نیازمند شرح و تفصیل و دستهبندیِ حدود است. بهویژه که خواستهٔ تو ـ که خداوند نیکبختت گرداند ـ درست این بوده که من تفصیل دهم و از پرسش تو کتابی فراهم آورم. و توفیق تنها از خداست.