برگردان به زبان ساده
و آنچه گفتم که: «به حکم استدعای تو قیام کردم و بر تمام کردن مرادت از این کتاب عزمی تمام کردم»، مراد از آن این بود که مرا اهل سؤال دیدی و واقعهٔ خود از من پرسیدی و این کتاب از من اندر خواستی، و مرادت از آن فایده بود؛ لامَحاله بر من واجب شد حق سؤال تو گزاردن. و چون اندر حال به تمامی حق سؤالت نرسیدم، عزمی تمام ببایست و نیتی که تمام کنم تا اندر حال ابتدای کتاب و نیت تمام کردن آن، حکم جواب آن را ادا کرده باشم. و قصد بنده چون به ابتدای عمل وی به نیت مقرون بود، اگرچه وی را اندر آن عمل خلل پدیدار آید، بنده بر آن معذور باشد؛ و از آن بود که پیغامبرصلی اللّه علیه و سلم گفت: «نیّةُ المؤمِن خیرٌ مِنْ عَمَلِه. نیت کردن به ابتدای عمل بهتر از ابتدا کردن بی نیت.»
و آنچه گفتم که: «به حکمِ درخواستِ تو به پا خاستم و برای به پایان رساندنِ خواستهٔ تو از این کتاب، آهنگِ استوار کردم»، مراد از آن این بود که تو مرا شایستهٔ پرسش دیدی و نیازِ دلِ خود را از من پرسیدی و این کتاب را از من خواستار شدی، و خواستهات از آن، بهرهمندی بود؛ پس بیگمان بر من واجب شد که حقِّ پرسشِ تو را به جای آرم. و چون در همان هنگام نتوانستم حقِّ پرسشِ تو را به تمامی برسانم، تصمیمی استوار و نیتی بایست که آن را به پایان رسانم، تا در همان دمِ آغازِ کتاب و نیتِ به پایان رساندنِ آن، حکمِ پاسخِ آن را ادا کرده باشم. و چون قصدِ بنده در آغازِ کارش با نیت همراه باشد، اگرچه در آن کار برایش سستی و کاستی پیش آید، بنده در آن معذور خواهد بود؛ و از همین روست که پیامبر — که درود خداوند بر او باد — فرمود: «نیتِ مؤمن از عملش بهتر است». نیت کردن در آغازِ کار، بهتر از آغاز کردنِ بینیت است.
و نیت را اندر کارها سلطان عظیم است و برهان صادق؛ که بنده به یک نیت از حکمی به حکم دیگر شود، بی از آن که بر ظاهرش هیچ تأثیر پدیدار آید، چنانکه یک چندی بی نیت روزه کسی گرسنه باشد، وی را بدان هیچ ثواب نباشد، و چون به دل نیت روزه کند از مقربان گردد بی از آن که بر ظاهرش اثری پدیدار آید. و نیز چون مسافری که به شهری درآید و مدتی بباشد، مقیم نگردد تا نیت اقامت نکند و چون نیت اقامت کرد مقیم گردد و مانند این بسیار است. پس نیت خیرات اندر ابتدای عمل، گزاردن حق آن باشد. واللّه اعلم.
و نیت را در کارها فرمانرواییِ بزرگ و برهانی راستین است؛ چنانکه بنده با یک نیت، از حکمی به حکمِ دیگر درآید، بیآنکه در ظاهرِ عملش تغییری حاصل شده باشد. همچون کسی که چند روزی بینیت روزه بگیرد، او را بدان هیچ پاداشی نباشد؛ و چون به دل نیتِ روزه کند، از نزدیکانِ درگاه گردد، بیآنکه ظاهرِ عملش قبل و بعد تفاوتی داشته باشد. و نیز چون مسافری که به شهری درآید و مدّتی بماند، مقیم شمرده نشود تا نیتِ ماندن نکند، و چون نیتِ ماندن کرد، مقیم گردد. و نمونههای این بسیار است. پس نیتِ کارهای نیک در آغازِ عمل، گزاردن حقِّ آن باشد. و خدا داناتر است.