برگردان به زبان ساده
من عاشق آن سنگدلِ تنگدهانم
دلبستهٔ آن پستهٔ شیرین فلانم
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم که دلش سنگی و زبانش بسته است، و به آن پستهٔ شیرین هم دل بستهام.
خواهم که برش بَرْ بَرِ چون سیم بسایم
خواهم که لبش بر لب شیرین برسانم
هوش مصنوعی: میخواهم زیبایی او را چون نقره درخشان بسازم و آرزو دارم که لبهایش را به لطافت و شیرینی برسانم.
آیا بُوَد آن روز که در مجلس شادی
بنشینم و در صحبت خویشش بنشانم
هوش مصنوعی: آیا آن روز خواهد آمد که در جمع شادان بنشینم و در گفتوگو با عزیزانم به خوشی بگذرانم؟
گه بوسه دهم بر لب شیرین چو قندش
گه کام دل از پستهٔ تنگش بستانم
هوش مصنوعی: گاه بر لب شیرینش بوسه میزنم، گاهی هم از دل تنگش لذت میبرم.
گر کفر دو زلفش ببرد دنیی و دینم
ور غمزهٔ شوخش بِسِتانَد دل و جانم
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای دو زلفش دنیا و دین مرا برباید، یا اگر ناز و غمزهاش دل و جانم را تسخیر کند، به هر حال قابل تحمل است.
من تَرکِ چنان تُرکِ پریچهره نگویم
همچون سر و زر در قدمش جان بفشانم
هوش مصنوعی: من به هیچوجه از محبوبی که چهرهای زیبا دارد دست نمیکشم؛ مانند طلا و نقره، جانم را در پای او فدای او میکنم.
فریاد که چون حیدر ازین داغ جگرسوز
از هفت فلک میگذرد آه و فغانم
هوش مصنوعی: کمک بگیرید! چون حیدر، از درد عمیق و سوزناک درونم، صدا و نالهام از آسمانها میگذرد و به گوش همگان میرسد.