برگردان به زبان ساده
بود شه را کبوتری که فلک
نه پری دید مثل او نه ملک
هوش مصنوعی: شه از نظر بزرگی و مقام، شبیه به کبوتر است و هیچ موجودی در آسمان به زیبایی و شکوه او نمیرسد.
در پریدن بلند پایهٔ او
چون همای ارجمند سایهٔ او
هوش مصنوعی: هرگاه او به پرواز در میآید، مانند پرندهای بزرگ و باارزش است که سایهاش بر زمین میافتد.
قمری از بهر بندگی کردن
پیش او رفته طوق در گردن
هوش مصنوعی: قمری به خاطر خدمت و بندگی به نزد معشوق رفته و طوقی را به گردن آویخته است.
حلقهٔ چشم باز را کنده
زره زر به پایش افگنده
هوش مصنوعی: چشمها را به زنجیر عشق بسته و زرهای از طلا به پا کرده است.
کرده پرواز تا مه و انجم
دم همه سوده و شده همه دم
هوش مصنوعی: پرندهای در آسمان به پرواز درآمده و تا ماه و ستارهها رفته است؛ همواره در حال جستوجو و زندگی است.
روزی آن هدهد همایون فر
بس که میزد به گرد گردون پر
هوش مصنوعی: روزی هدهدی خوششانسی به آسمان میپرواز کرد و در دوردستها به پرواز درآمد.
از سر قصر شاه دور افتاد
اندک اندک ز راه دور افتاد
هوش مصنوعی: به تدریج، قصر شاه از دسترس و نزدیکی دور شد.
بعد از آن کز هوا فرود آمد
بر سر آن گدا فرود آمد
هوش مصنوعی: پس از آنکه از آسمان بر زمین آمد، بر سر آن فقیر نیز نازل شد.
سر او سود بر سپهر بلند
که به فرقش همای سایه فگند
هوش مصنوعی: سر او بالا رفت و به آسمان بلند رسید، چنان که پرندهای بر سرش سایه افکند.
گفت فرق من آشیانهٔ توست
قطرهٔ اشکم آب و دانهٔ توست
هوش مصنوعی: میگوید که وجود من در حقیقت خانهی توست و اشکهای من تنها در خدمت تو و به خاطر تو هستند.
آن کبوتر به فرق آن محزون
بود چون مرغ بر سر مجنون
هوش مصنوعی: آن کبوتر بر روی سر فرد غمگین نشسته بود، مانند پرندهای که بر سر عاشق نشسته است.
آتشین آه را همی افروخت
که چو پروانه بال او میسوخت
هوش مصنوعی: عشق و شوق عمیق او باعث شد که در دلش آتش حسرت و longing شعلهور شود، به گونهای که همانند پروانهای که به نور میسوزد، در کنار او حاضر و محو اوست.
بعد از آن دست برد سوی قلم
تا کند حسب حال خویش رقم
هوش مصنوعی: سپس به سمت قلم رفت تا وضعیت و حال خود را بنویسد.
شرح بیمهری زمانه کند
نامه بنویسد و روانه کند
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از سختیها و ناملایمات زمانه صحبت میکند و میگوید که حال و روز خود را شرح میدهد و این نوشتار را به دیگران میفرستد. به نوعی بیانگر ناامیدی و تلاش برای انتقال احساسات و تجربیات در برابر بیرحمی و بیتوجهی دنیای اطراف است.
قصهٔ محنت فراق نوشت
شرح غمهای اشتیاق نوشت
هوش مصنوعی: داستان درد جدایی را نوشتم و غمهای شوق دیدار را توصیف کردم.
هرگه از سوز دل رقم میزد
آتش اندر نی قلم میزد
هوش مصنوعی: هر بار که از شدت ناراحتی و درد دل، شعری میسرود، درست مثل اینکه آتش در نی قلم میزد و به نوعی احساساتش را به تصویر میکشید.
چون نوشت از رقیب و از ستمش
نامه در پیچ و تاب شد ز غمش
هوش مصنوعی: وقتی که از دشمن و ظلمش نامه نوشت، به دلیل غم و اندوهش وضعیتش دچار دگرگونی و آشفتگی شد.
نامه را بر پر کبوتر بست
پر دیگر به بال او بربست
هوش مصنوعی: نامه را به پای کبوتر بست و بال دیگرش را به آن پیوست.
ره نمودش به سوی منظر شاه
کرد پرواز و رفت تا بر شاه
هوش مصنوعی: او را به سمت دیدار پادشاه راهنمایی کرد و سپس به پرواز درآمد و به سوی پادشاه رفت.
مرغ روحش پرید از سر او
تا پرد همره کبوتر او
هوش مصنوعی: پرنده روحش از سرش پرواز کرد و همراه با کبوترش به آسمان رفت.
شاه چون خواند عرض حال گدا را
گفت کز هر طرف کنند ندا را
هوش مصنوعی: زمانی که شاه درخواست و وضعیت گدا را شنید، بیان کرد که از هر سو صدایی برای او شنیده میشود.
کین همه خلق بیشمارهٔ شهر
جمع گردند بر ککنارهٔ شهر
هوش مصنوعی: این همه مردم بیشماری که در شهر زندگی میکنند، دور هم جمع میشوند در کنار حاشیهی شهر.
سوی میدان برند تیر و کمان
به تماشا روند پیر و جوان
هوش مصنوعی: به سوی میدان، تیر و کمان میبرند و همگان، از پیر و جوان، برای تماشا میروند.
هر گروهی نشانهای سازند
تیر خود بر نشانه اندازند
هوش مصنوعی: هر گروهی برای خود یک نشانهای میسازد و تیرهای خود را به سمت آن نشانه پرتاب میکند.
هر که در حکم ما کند تقصیر
خویش را کند نشانهٔ تیر
هوش مصنوعی: هرکس که نسبت به قوانین ما تخطی کند، به نوعی خودش را نشانهرو میکند و به عواقب کارش دچار میشود.
چون رسید این ندا به گوش گدا
خواست تا جان کند ز شوق فدا
هوش مصنوعی: وقتی این پیام به گوش آن شخص فقیر رسید، از شدت شوق و عشق خواست جانش را فدای آن کند.
رفت و جا بر کنار میدان کرد
شه دگر روز عزم جولان کرد
هوش مصنوعی: شاه رفت و در کنار میدان جا گرفت و روز بعد تصمیم به نبرد و جنگ گرفت.
هر که بیماری فراق کشید
عاقبت شربت وصال چشید
هوش مصنوعی: هر کسی که درد جدایی را تحمل کند، در نهایت طعم وصال را خواهد چشید.
هر که غمگین در انتظار نشست
شادمان در حریم یار نشست
هوش مصنوعی: هر کسی که با ناامیدی و غم نشسته باشد، در کنار محبوبش شاد و مسرور خواهد بود.