برگردان به زبان ساده
هیچ جا در جهان حبیبی نیست
که به دنبال او رقیبی نیست
هوش مصنوعی: در هیچ نقطهای از جهان کسی را نمیتوان یافت که محبوبی داشته باشد و برای او رقیبی وجود نداشته باشد.
مردمان تا حبیب میگویند
در برابر رقیب میگویند
هوش مصنوعی: مردم وقتی که در کنار دوست و محبوب خود هستند از او با لطف و محبت یاد میکنند، اما وقتی در مقابل رقیب قرار میگیرند، سخنانشان متفاوت میشود و به گونهای دیگر صحبت میکنند.
تا کسی جان به آن جهان نبرد
از بلای رقیب جان نبرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نتواند جانش را به سرای دیگر ببرد، از آسیبهای رقیب نمیتواند خلاص شود.
شاه را سنگدل رقیبی بود
یک ز انصاف بینصیبی بود
هوش مصنوعی: شاه رقیبی سنگدل داشت که به انصاف و عدل هیچ علاقهای نداشت و از آن بیبهره بود.
کار او زهر چشم بود از قهر
کاسهٔ چشم او چو کاسهٔ زهر
هوش مصنوعی: کار او مانند زهر است که چشمهایش پر از خشم و کینهاند و مانند کاسهای پر از زهر میباشند.
به غضب تیز کرده خویَش را
خنده هرگز ندیده رویش را
هوش مصنوعی: او با قهر و خشم خود چهرهای سخت و جدی دارد و هرگز لبخندی بر چهرهاش نمیبینید.
مهر آزار خلق در مشتش
شکل کژدم گرفته انگشتش
هوش مصنوعی: محبت و دوستی که به انسانها آسیب میزند، به مانند کژدمی در دست کسی جا گرفته است.
هرکه سرپنجهای چنین دارد
مشت کژدم در آستین دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که استعداد و توانایی خاصی در خود داشته باشد، ممکن است در ظاهری که به نمایش میگذارد، خطراتی نهفته باشد.
با وجود چنین ستیزه و قهر
میر بازار بود و شحنهٔ شهر
هوش مصنوعی: با وجود این همه جدال و تنش، او هنوز فرمانروای بازار و نگهبان شهر بود.
حکم بر خاص و عام بود او را
اختیار تمام بود او را
هوش مصنوعی: او در مورد همه افراد قدرت تعیین دارد و اختیار کامل در دست اوست.
سفله را هرگز اعتبار مباد
مدعی صاحب اختیار مباد
هوش مصنوعی: هرگز به بیمایگان اعتبار نده و مدعیان دروغین را به رسمیت نشناس.
حاصل قصه آن که آن بدکیش
گشت واقف ز قصه درویش
هوش مصنوعی: نتیجه داستان این است که آن شخص بدخلق و شرور، به حقیقت داستان درویش آشنا شد.
همچو سگ تند شد به قصد گدا
تا ازان آستانش ساخت جدا
هوش مصنوعی: او مانند سگی سریع به سمت دروازهٔ گدا رفت تا از آن مکان دور شود و جدا شود.
آن گدا را چون راند از در شاه
مدتی مینشست بر سر راه
هوش مصنوعی: آن گدا وقتی که از در شاه رانده شد، مدتی در جاده مینشست و انتظار میکشید.
از سر راه نیز مانع شد
سعی درویش جمله ضایع شد
هوش مصنوعی: در نتیجه تلاش و کوشش درویش، تمامی تلاشها و کوششهایش بینتیجه ماند و به نوعی مانع از پیشرفت او شد.
غیر از اینش نماند هیچ رهی
که رود شب به کوی دوست گهی
هوش مصنوعی: به جز این، هیچ راهی نمیماند که شب به کوی محبوب برود.
کرد بیجاره اینچنین تدبیر
که رود به کوی او شبگیر
هوش مصنوعی: بیچاره از روی تدبیر چنین کاری کرد که شبانه به کوی او برود.
راز او چون به روی روز افتاد
شب تاریک دلفروز افتاد
هوش مصنوعی: وقتی راز او روشن شد و در آفتاب نمایان گشت، شب تیره و تار دلها را روشن کرد.
پردهٔ صدهزار عیب شبست
یکی از پردههای غیب شبست
هوش مصنوعی: شب، خود را پشت پردهای پنهان کرده است که هزاران عیب و نقص را در خود دارد. این پرده یکی از نشانههای پنهان شب است.
شب که سر برزند ز سر ظلمات
در سیاهی نماید آب حیات
هوش مصنوعی: وقتی که شب از شدت تاریکی و ظلمت به پایان میرسد، در دل سیاهی، زندگی و حیات تازهای نمایان میشود.
نور معراج در دل شب تافت
مصطفی آنچه یافت در شب یافت
هوش مصنوعی: در دل شب، نور معراج بر پیامبر مصطفی تابید و او آنچه را که باید در آن شب به دست میآورد، به دست آورد.