برگردان به زبان ساده
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
دشمن جانی و از جان دوستتر دارم تو را
هوش مصنوعی: تو از دوستی کنارهگیری و من هنوز به دوستیات ادامه میدهم. تو دشمنی برای من، اما من تو را از جانم هم بیشتر دوست دارم.
گر به صد خار جفا آزرده سازی خاطرم
خاطر نازک به برگ گل نیازارم تو را
هوش مصنوعی: اگر با هزار آزار و رنج به دل من آسیب برسانی، هرگز نمیخواهم که دل نازکم را به خاطر تو مانند برگ گل آزرده کنم.
قصد جان کردی که یعنی دست کوته کن ز من
جان به کف بگذارم و از دست نگذارم تو را
هوش مصنوعی: تو قصد داری که به من آسیب بزنی، اما من نمیخواهم از تو جدا شوم. باید تلاش کنم که جانم را حفظ کنم و از تو دست برندارم.
گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دل
نیست ممکن، جان من، کز دل برون آرم تو را
هوش مصنوعی: اگر جانم را از خلوت دل بیرون ببرند، ممکن نیست، زیرا من نمیتوانم تو را از قلبم بیرون کنم.
یک دو روزی صبر کن، ای جان بر لب آمده
زانکه خواهم در حضور دوست بسپارم تو را
هوش مصنوعی: یه چند روزی صبر کن، ای کسی که به شدت دلتنگی، چون میخواهم تو را در حضور دوست به او بسپارم.
این چنین کز صوت مطرب بزم عیشت پر صداست
مشکل آگاهی رسد از نالهی زارم تو را
هوش مصنوعی: اینگونه که صدای موسیقی در جشن تو بلند و شاداب است، درک کردن غم و نالههای من برای تو دشوار است.
گفتهای خواهم هلالی را به کام دشمنان
این سزای من که با خود دوست میدارم تو را
هوش مصنوعی: تو گفتهای که میخواهی هلالی را به دست دشمنان بسپاری. این مجازاتی است برای من که تو را با خود دوست میدارم.