برگردان به زبان ساده
ترا، که جان منی، ساخت ناتوان روزه
ندانم از چه سبب شد بلای جان روزه؟
هوش مصنوعی: تو که جان من هستی، نمیدانم این بلا بر جان من از چه چیزی ناشی شده است که روزهام را ناتوان ساخته است.
زکوة حسن بنه سوی ما و روزه منه
که این زکوة بسی بهترست از آن روزه
هوش مصنوعی: خوبی و زیبایی خودت را برای ما خرج کن و روزهات را برای ما بگیر، چون که این حسن و خوبی تو بسیار ارزشمندتر از روزهداری است.
زبان و کام ترا روزه بی حلاوت ساخت
نداشت شرمی از آن کام و آن زبان روزه
هوش مصنوعی: روزه زبان و کام تو را از لذتها بینصیب کرد و از آن زبان و کام روزهدار، هیچ شرمی نداشت.
ز بس که بر در و بام آفتاب طلعت تست
بخانه تو گشادن نمیتوان روزه
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشش چهرهات، حتی در روز روشن هم نمیتوانم در خانهات را باز کنم.
رسید دور گل و روزه در میان آمد
کجاست عید، که برخیزد از میان روزه؟
هوش مصنوعی: زمانی که به گلها و روزهها نزدیک شدیم، جشنی که انتظارش را میکشیم کجاست که روزهها را کنار بزند و ما را به شادی برساند؟
در انتظار شب عید و نور مجلس یار
سیاه گشت بچشم همه جهان روزه
هوش مصنوعی: در انتظار شب عید و نورانی شدن مجالس یار، چشمان همه مردم به خاطر غم و جدایی تیره و تار شده است.
ز ماه روزه، هلالی، فغان مکن همه روز
خموش باش، که زد مهر بر دهان روزه
هوش مصنوعی: از ماه رمضانی که به هلال درآمده، ناله و فغان نکن. در طول روز آرام و خاموش باش، زیرا خورشید بر دهان روزهدار زد.