برگردان به زبان ساده
ای دل، بکوی او مرو، از بیخودی غوغا مکن
خود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
هوش مصنوعی: ای دل، به سراغ او نرو، از خودبیخودی صدا راه نینداز و ما را بیشتر از این در عشق رسوا نکن.
ای اشک سرخ و گرم رو، بر چهرهام ظاهر مشو
آبی که پنهان خوردهام در روی من پیدا مکن
هوش مصنوعی: ای اشک سرخ و گرم، بر چهرهام نیا؛ آبی که در دل پنهان کردهام را بر روی من نرو، نشان نده.
تا چند ناز و سرکشی؟ آخر به جان آمد دلم
بر عاشق مسکین خود زین بیش استغنا مکن
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی ناز و ادا کنی؟ دل من دیگر طاقت ندارد، ای عاشق بیچاره! از این بیشتر به خودفروشی و بیاعتنایی ادامه نده.
من حاضر و تو با کسان هر دم نمایی عشوهای
اینها مکن، ور میکنی، در پیش چشم ما مکن
هوش مصنوعی: من همیشه در کنار تو هستم، اما تو به دیگران زل میزنی و محبت نشان میدهی. این کار را نکن، اگر هم این کار را میکنی، حداقل در برابر چشمان من این کار را انجام نده.
تا چند، هر دم غنچهسان خندی به روی این و آن؟
چون شاخ گل باش، از حیا، سر پیش کس بالا مکن
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی مانند غنچه هر لحظه به دیگران لبخند بزنی؟ مثل یک شاخه گل باش و از حیا، سر خود را در حضور دیگران بلند نکن.
با ابروی چون ماه نو، هوش هلالی را مبر
ماه هلال ابروی من، عقل مرا شیدا مکن
هوش مصنوعی: با ابروی زیبا و دلنشینت، خواب و خیال مرا از بین نبر. در این حالتی که جای تو به هلال است، عقل و درک من را دیوانه نکن.