برگردان به زبان ساده
در قبای ارغوانی قد آن سرو روان
هست چون نازک نهالی از درخت ارغوان
هوش مصنوعی: در لباس بنفش، قد و قامت آن سرو زیبا به چشم میخورد، گویی همچون گیاهی نازک از درخت ارغوان است.
عاشقم، جایی، ولیکن او کجا و من کجا؟
من کهن پیر گدا، او پادشاه نوجوان
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم، اما او در جایگاهی بلند و من در شرایطی پایین قرار دارم. من یک کهنسال و فقیر هستم، در حالی که او یک جوان و پادشاه است.
روی نیکو دیدم و از طعن بد گو سوختم
کس مبیناد آنچه من دیدم ز روی نیکوان!
هوش مصنوعی: من زیبایی های او را دیدم و به خاطر سخنان بد دیگران آتش گرفتم. هیچ کس نمیتواند آنچه را که من از چهره نیکوها دیدم، درک کند.
بس که خیل عاشقان رفتند از شهر وجود
راه صحرای عدم شد کاروان در کاروان
هوش مصنوعی: بسیاری از عاشقان از عرصه وجود رفتهاند و به همین دلیل، راهی به سوی بیوجودی و عدم پیدا شده است، به طوری که هر گروهی از عاشقان به گروهی دیگر ملحق میشوند.
لحظه لحظه دیدنت سوی رقیبان تا بکی؟
گاه گاهی جانب ما هم نگاهی می توان
هوش مصنوعی: هر لحظه که تو را میبینم، نگاه رقبایت را حس میکنم. تا کی این وضعیت ادامه خواهد داشت؟ گاهی هم میتوانی نگاهی به ما بیندازی.
ای که بر قول تو دارد ماه من سمع قبول،
بشنو از من حسب حالی چند و او را بشنوان
هوش مصنوعی: ای کسی که ماه من به حرف تو گوش میدهد، از من حال و احوال من را بپذیر و آن را به او برسان.
از هلالی گر سگ کوی تو خواهد طعمه ای
پارههای دل بخوناب جگر سازد روان
هوش مصنوعی: اگر کسی به ستارههای دنیا توجه کند و از محبت تو سیراب شود، برای رسیدن به تو هر تلاشی خواهد کرد و در این راه از خودگذشتگی خواهد کرد، حتی اگر به بهای خون دلش باشد.