برگردان به زبان ساده
هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنم
باز چون فردا شود امروز را فردا کنم
هوش مصنوعی: هر شب به خود میگویم که فردا این کار را ترک میکنم، اما وقتی فردا میشود، دوباره امروز را به فردا موکول میکنم.
چون مرا سودایت از روز نخستین در سرست
پس همان بهتر که آخر سر درین سودا کنم
هوش مصنوعی: از همان ابتدا که عشق تو در دل من جا گرفت، بهتر است که در این عشق به پایان برسم و در این راه ادامه دهم.
ای خوشا! کز بیخودیها سر نهم بر پای او
بعد از آن از شرم نتوانم که سر بالا کنم
هوش مصنوعی: ای کاش! از سر بیخودی و عشق، سرم را به پای او بگذارم و بعد از آن از شرم نتوانم به او نگاه کنم.
ای که میگویی: دل گم گشته خود را بجوی
من که خود گم گشته ام او را کجا پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: تو که میگویی دل گمشدهات را جستجو کن، منی که خودم گم شدهام، نمیدانم او را از کجا پیدا کنم.
بس که خوارم، از سگانت شرم می آید مرا
چند خود را در میان مردمان رسوا کنم؟
هوش مصنوعی: من به حدی خوار و ذلیل شدهام که حتی از سگهایت هم شرمنده هستم و نمیدانم چرا باید خود را در میان مردم رسوا کنم؟
من کیم تا از غلامان تو گویم خویش را؟
من چه سگ باشم که در خیل سگانت جا کنم؟
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که خود را از بندگان تو بدانم؟ من چه اندازه ذلیل هستم که بخواهم در میان سگهای تو جایی برای خودم پیدا کنم؟
عاشق مستم، هلالی، مجلس رندان کجاست؟
تا دل و جان را فدای ساقی زیبا کنم
هوش مصنوعی: من عاشق و شیدایم و میخواهم بدانم کجاست محفل اندیشمندان و رندان تا بتوانم دل و جانم را برای ساقی زیبا تقدیم کنم.