برگردان به زبان ساده
چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
بصبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم
هوش مصنوعی: وقتی شانس با من یاری نمیکند و نمیتوانم به وصل تو برسم، سعی میکنم با صبر، خوشحال باشم و به یاد تو فکر کنم.
بعشوه زلف گشودی، بچهره خال فزودی
اسیر زلف تو گردم، غلام خال تو باشم
هوش مصنوعی: تو زلفت را به زیبایی گشودهای و بر چهرهات خالی افزودهای. من در بند زلف تو هستم و میخواهم خدمتگزار آن خال زیبایت باشم.
کمال فضل بتحصیل عاشقیست، خوش آن دم
که در مطالعه صفحه جمال تو باشم
هوش مصنوعی: کاملترین نعمت در عشق ورزیدن است و چه خوب است وقتی که در حال مطالعه زیبایی تو هستم.
چو پایمال تو گشتم، سرم بلند شد، آری
چه سربلندی ازین به که پایمال تو باشم؟
هوش مصنوعی: هرگاه که در برابر تو به خاک افتادم و از خودم کوچک شدم، احساس کردم که سرم به خاطر این خضوع و تسلیم در برابر تو به بهترین شکل بالا رفته است. واقعاً چه افتخاری بالاتر از این است که در برابر تو پایمال شوم؟
خمیده باد قد من ز غصه همچو هلالی
اگر نه مایل ابروی چون هلال تو باشم
هوش مصنوعی: قد من از غصه خمیده شده است، مانند هلال که به پایین افتاده. اگر نتوانم همچون ابروی هلال تو ایستاده و زیبا باشم.