برگردان به زبان ساده
دو روز شد که ز درد فراق بیمارم
ازین دو روزه حیاتی که هست بیزارم
هوش مصنوعی: من به مدت دو روز به خاطر درد جدایی رنج میبرم و از این دو روز زندگی که دارم بیزارم.
چو لاله سینه من چاک شد، بیا و ببین
که از تو بر دل پر خون چه داغها دارم؟
هوش مصنوعی: وقتی که قلب من مانند لاله پاره شد، بیایید و ببینید که از عشق شما بر دل زخمدارم چه دردهایی نشسته است.
مرا ز گریه مکن منع، ساعتی بگذار
که زار زار بگریم، که عاشق زارم
هوش مصنوعی: مرا از گریه کردن ننهی، بگذار برای مدتی پر از اشک شوم، چون من عاشق هستم و احساساتم عمیق است.
رسید جان بلب و نیست غیر ازین هوسم
که آیم و بسگان در تو بسپارم
هوش مصنوعی: جانم به این شوق رسیده که فقط برای تو بیایم و سرانجام همگان را به تو بسپارم.
خلاصی من از آن قید زلف ممکن نیست
که در کمند بلای سیه گرفتارم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از آن زنجیر موهای تو رهایی یابم، زیرا در دام بلا و مشکلاتی که ناشی از توست گرفتار شدهام.
بجلوه گاه بتان می روم، سرشک فشان
بباغ سنگدلان تخم مهر می کارم
هوش مصنوعی: به جایی نزدیک بتان میروم و اشک میریزم، در میان دلهای سخت و سنگی، عشق و محبت را کاشته و پرورش میدهم.
هلالی، از غم یارست روز من شب تار
چه شد که صبح شود یک نفس شب تارم؟
هوش مصنوعی: غم یار باعث شده که روز من به شب تار تبدیل شود. چه چیزی میتواند باعث شود که یک لحظه شب تار من به صبح روشن تبدیل شود؟