برگردان به زبان ساده
آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد
شمع خورشید جمالش بنظر دیر آمد
هوش مصنوعی: اوه و صد اوه! که آن معشوق پس از مدت طولانی برگشته است، شمعی که نور صورتش دیرتر از همیشه دیده میشود.
گفت: سوی تو بقاصد بفرستم خبری
وه! که قاصد نفرستاد و خبر دیر آمد
هوش مصنوعی: گفت: میخواهم خبری به سوی تو بفرستم، اما افسوس که فرستنده خبر را نفرستادم و خبر دیر رسید.
تو مدد گار شو، ای خضر، که آن آب حیات
سوی این سوخته تشنه جگر دیر آمد
هوش مصنوعی: ای خضر، تو به کمک بیا، چرا که آب حیات دیرتر به سمت این دل سوخته و تشنه در آمده است.
نوبهار چمن عیش بدل شد بخزان
زانکه آن شاخ گل تازه و تر دیر آمد
هوش مصنوعی: بهار تازه و شادابی چمن به پاییز تبدیل شد، زیرا آن شاخهی جدید و زیبا دیر به بار نشست و شکوفا شد.
مردم از شوق هم آغوشی آن سرو، دریغ!
کان نهال چمن حسن ببر دیر آمد
هوش مصنوعی: مردم از شوق دیدن و در کنار هم بودن آن دختر زیبا به شدت ناراحتند، زیرا او خیلی دیر به جمع ما پیوسته است.
ای فلک، پرتو خورشید جهانتاب کجاست؟
کامشب از غصه بمردیم و سحر دیر آمد
هوش مصنوعی: ای آسمان، نور خورشید که جهان را روشن میکند کجاست؟ امشب از اندوه بهترین حال را نداریم و صبح خیلی دیر آمد.
یار تا رفت، هلالی، من ازین غم مردم
که: چرا عمر من خسته بسر دیر آمد؟
هوش مصنوعی: وقتی که یار من رفت، من از این غم به شدت ناراحتم که چرا عمر من با این همه خستگی به کندی میگذرد.