برگردان به زبان ساده
از حالِ دل و دیده مپرسید که چون شد؟
خون شد دل و از رهگذر دیده برون شد
هوش مصنوعی: از حال و احوال و احساسات من نپرس، چرا که دلام پر از درد و رنج شده و اشکهایم از چشمانم سرازیر گشتهاند.
ما بی خبران، چون خبر از خویش نداریم
حال دل آواره چه دانیم که چون شد؟
هوش مصنوعی: ما که از حال خودمان بیخبریم، چگونه میتوانیم حال دل آوارهی دیگران را درک کنیم و بدانیم که چه بر آنها گذشته است؟
دل خون شد و از دست هنوزش نگذاری
بگذار، خدا را، که دل از دست تو خون شد
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و آزرده شده و تو همچنان کم توجهی میکنی. اجازه بده که از تو دور شوم، زیرا این وضعیت باعث شده که قلبم از درد و اندوه پر از خون شود.
تا باد صبا در شکن زلف تو ره یافت
بهر دل ما سلسله جنبان جنون شد
هوش مصنوعی: به محض اینکه نسیم صبحگاهی در لابلای موهای تو گشت و گذار کرد، دل ما به عشق و دیوانگی مبتلا شد و به این حال و هوا درآمد.
کردیم بامید وفا صبر، ولیکن
هر چند که کردیم جفای تو فزون شد
هوش مصنوعی: ما با امید وفا صبر کردیم، اما هر بار که به ما ظلم کردی، ظلم و جفا بیشتر شد.
هر قصر امیدی، که برافراخته بودیم
از سیل فراق تو بیک بار نگون شد
هوش مصنوعی: تمام امیدهایی که برای ساختن قصرهای آرزو در ذهن داشتیم، به یکباره و به دلیل دوری تو، نابود و ویران شد.
در عشق تو گویند: بشد کار هلالی
کاری که مراد دل او بود کنون شد
هوش مصنوعی: در عشق تو گفته شده است که کار هلالی به نتیجه رسیده و آنچه دل او میخواست، اکنون محقق شده است.