برگردان به زبان ساده
شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
بیا، ای بخت، کاری کن، که ما را کار پیدا شد
هوش مصنوعی: شب جدایی رسید و غم و سختیها به اوج خود رسید. بیا، ای شانس، کاری کن که ما به مقصد و کار مناسب برسیم.
بکنج عافیت، می خواستم، کز فتنه بگریزم
بلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد
هوش مصنوعی: در آرزوی آرامش و امنیت بودم تا از آشفتگیها بگریزم، اما ناگهان آثار عشق از هر سو ظاهر شد و مرا غافلگیر کرد.
جگر خونست، ازان این گریه خونین پدید آمد
دلم زارست، ازان این نالهای زار پیدا شد
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و زجرکشیده است، و به همین خاطر اشکهایم به شدت سرازیر میشود. همچنین، زاری و نالههای من نیز به دلیل همین درد و رنج عمیق نمایان شده است.
نمی خواهم که: خورشید جمالش جلوه گر گردد
در آن منزل که روزی سایه اغیار پیدا شد
هوش مصنوعی: نمیخواهم که زیبایی او در جایی نمایان شود که روزی سایه دیگران در آنجا به چشم خورد.
عزیزان را ز سودای کسی آشفته می بینم
مگر آن یوسف گم گشته در بازار پیدا شد؟
هوش مصنوعی: میبینم که عزیزانم به خاطر عشق کسی دچار پریشانی و آشفتگی هستند، مگر اینکه آن یوسف گمشدهای که در بازار است، پیدا شود؟
طبیبا، هر کرا بیماری هجران فگند از پا
اجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد
هوش مصنوعی: ای پزشک، هر کس که از درد جدایی رنج میبرد، مرگ پیش از این، در کنار او ظاهر شده است.
بسویش بگذر، ای باد صبا وزمن بگو آنجا
که: در هجرت هلالی را بلا بسیار پیدا شد
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به او سلام برسان و بگو که در دوری و هجرت، هلالی با مشکلات و سختیهای زیادی مواجه شده است.