برگردان به زبان ساده
سرور آگهان هر دو سرا
خفته گفته ست خلق دنیا را
هوش مصنوعی: آگاهان از هر دو جهان، سرور و شادی را به مردم دنیا القا کردهاند که به خواب رفتهاند.
بهر بیداری است کوس رحیل
خفتگانند سالکان سبیل
هوش مصنوعی: برای بیداری و هوشیاری، صدای خروجی درکار است، زیرا کسانی که در خواب هستند، هنوز در مسیر راهنمایی قرار نگرفتهاند.
چون گرانخواب را کنی بیدار
لازم افتد تبدّل اطوار
هوش مصنوعی: وقتی کسی به خواب عمیق رفته است، برای بیدار کردن او نیاز است که شرایط یا وضعیتها را تغییر دهی.
روح باشد چو تیغ و جسم غلاف
خفته پیچیده خویش را به لحاف
هوش مصنوعی: روح مانند یک تیغ تیز است و جسم مانند غلافی است که خوابیده و خود را در لحاف پیچیده است.
بالش سر ز زیر هوش کشند
وین لحاف بدن ز دوش کشند
هوش مصنوعی: سر را بر بالش میگذارند و لحاف را روی بدن میکشند.
هله برجه زجات آخر شد
از سیاهی سفید ظاهر شد
هوش مصنوعی: به زودی تاریکیها به پایان میرسد و نور و روشنی ظهور میکند.
هله بردار سر ز خواب غرور
بین سرافیل می دمد در صور
هوش مصنوعی: بیدار شو و از خواب غفلت بیرون بیا، زیرا فرشتهای به نام سرافیل در حال دمیدن در شیپور است.
مردگان زندگی ز سر گیرند
صُوَر برزخی به برگیرند
هوش مصنوعی: مردگان دوباره زندگی را آغاز میکنند و اشکالی از حیات در دنیای برزخ را به خود میگیرند.
بانگ دیگر ز صور روح فزا
صور حشری آورد پیدا
هوش مصنوعی: صدای دیگری از شیپور قیامت شنیده شد که روحی تازه به ارمغان آورد.
بانگ اوّل که با جهان باشد
مرگ جسم و حیات جان باشد
هوش مصنوعی: نخستین ندا و صدا که به جهان میرسد، مرگ بدن و زندگی روح را به همراه دارد.
نفخ ثانی بود قیام به حق
پایداری به هستی مطلق
هوش مصنوعی: در واقع، صدای دوم نشانهای از برپایی عدالت و تداوم وجود است در اصل واقعی و مطلق.
اختلافات این هلاک و حیات
ز اختلاف مراتب است و جهات
هوش مصنوعی: تفاوتهای میان مرگ و زندگی ناشی از اختلاف در درجات و جهات مختلف است.
با کمال تباین این جوق
جملگی را توجه است به فوق
هوش مصنوعی: با وجود تفاوتهای فراوان، همه این گروه به چیزی بزرگتر توجه دارند.
همه پویان به سوی غایاتند
بی نهایات ناقص الذاتند
هوش مصنوعی: همه افرادی که در زندگی به دنبال هدف و آرزوهای خود هستند، در واقع در مسیری بیپایان حرکت میکنند و بدون رسیدن به کمال و تمامیت، ناقص خواهند بود.
می نمایند قطع وادی فصل
جنبش فرع، راجع است به اصل
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده است که زمانی که به یک مقطع خاص یا فصل جدا از یک جریان مینگریم، باید به اصول و مبانی آن جریان توجه کنیم. در واقع، هر تغییر یا تحولی در یک زمینه خاص باید با توجه به ریشهها و شرایط اصلی آن مورد بررسی قرار گیرد.
جمع گردند سالکان سبیل
همه یک جا به بانگ اسرافیل
هوش مصنوعی: سالکان راه حقیقت همه در یک مکان جمع میشوند و با صدای بیدارکننده اسرافیل به هم میپیوندند.
چون برآید صفیر یا بشری
رخ نماید قیامت کبری
هوش مصنوعی: وقتی صدای هراسناک برآید یا انسانی ظاهر شود، قیامت بزرگ خواهد شد.
نور قاهر دمد ز مشرق وصل
روشنیها کند رجوع به اصل
هوش مصنوعی: نور قوی از سمت شرق میتابد و جهان را روشن میکند و همه چیز به اصل خود برمیگردد.
انکشاف تجلی ابدی
برد از دیده نقص کم مددی
هوش مصنوعی: آشکار شدن تجلی ابدی، نواقص را از دید دور میکند، پس ای یاری، کمک کن که کمتر دچار نقص شویم.
جلوه ی ساقی آشکار شود
باده صافیّ و بی خمار شود
هوش مصنوعی: وقتی ساقی ظاهر میشود، شراب صاف و زلالی نمایان میشود و حالتی سرمستی و شادی به وجود میآورد.
برقع پرده های پنداری
جلوه ی شاهدان بازاری
هوش مصنوعی: پوشش و حجاب که به عنوان نماد محافظت و فاصله در نظر گرفته میشود، به زیبایی و جذابیت وجود شاهدان و دلدادگان اشاره دارد، گویی که این پردهها با وجود خود تأثیر خاصی بر جذابیت و نگاه دیگران میگذارند.
همه از پیش دیده برخیزد
قامت او قیامت انگیزد
هوش مصنوعی: همه از قبل به قد و قامت او نگریستهاند که برانگیزانندهی قیامت است.
دهر، دامن فشاند از کی و چند
خرگهِ آسمان فرو پیچند
هوش مصنوعی: زمانه به طور مداوم تغییر میکند و نمیتوان به راحتی مشخص کرد که این تحولات از چه زمانی و به چه دلیلی آغاز شدهاند. آسمان نیز به شکل غیرقابل پیشبینی درگیر این تغییرات است.
رسد از انکشاف آیت نور
جمع الشمس و القمر به ظهور
هوش مصنوعی: نور، به مانند تجلی خورشید و ماه، از آشکار شدن آیتی به وجود میآید.
رجعت فرع ها به اصل شود
شب هجران صباح وصل شود
هوش مصنوعی: با بازگشت شاخهها به اصل، شب جدایی به صبح وصال مبدل میشود.
مستنیر و منیر جمع آیند
مستفیض و مفیض بگرایند
هوش مصنوعی: آزادگان و روشنگران در کنار هم جمع میشوند و از نور یکدیگر بهرهمند میشوند و به سمت یکدیگر جذب میشوند.
فرق ارواح خیزد از اشباح
بگراید نفوس با ارواح
هوش مصنوعی: روحها از سایهها تمایز مییابند؛ هنگامی که جانها از روحها دور میشوند.
آسمان و زمین کند رجعت
به مقام کمال جمعیّت
هوش مصنوعی: دنیا و آسمان به سوی کمال و وحدت باز میگردند.
شقّهٔ آستین زند تحقیق
به غبار تفرّق و تفریق
هوش مصنوعی: آستین پارهیی که نماد جدایی و تفرقه است، در واقع نشاندهندهی جدال و تلاش برای فهم عمیقتری از مسایل است که تحت تأثیر گرد و غبار تفرقه قرار دارد.
عقل را نسبت صور دور است
به هیولی که بحر مسجور است
هوش مصنوعی: عقل به طور طبیعی نمیتواند به دنیا و واقعیتهای مادی دست یابد، همانطور که شکلها و تصاویر دور از چیزهای واقعی هستند. به عبارت دیگر، عقل در درک و تعامل با دنیای مادی محدود است، مانند دریایی که در درون خود منعکسکنندهی چهرهها و فرمهاست اما در واقع فقط یک تصویر است.
نور و ذوالنّور، وحدت انگیزد
فعل و فاعل به هم در آمیزد
هوش مصنوعی: نور و روشنی، باعث میشود که عمل و عامل به یکدیگر پیوند خورده و اتحاد پیدا کنند.
شمس انوار، بی عطا آید
روزِ اِنشَقَّتِ السّما آید
هوش مصنوعی: روز پرتو افشانی شمس، بدون بخشش و برکت نخواهد آمد؛ بلکه آن روزی خواهد بود که آسمان شکافته شده است.
چون دهد جلوه، نور باهر را
نار واحد کند عناصر را
هوش مصنوعی: زمانی که جلوهگری کند، نور درخشان یکپارچه، عناصر را به وحدت تبدیل میکند.
طول ابعاد مرتفع گردد
عرض احجام ممتنع گردد
هوش مصنوعی: اگر ارتفاع اشیا زیاد شود، عرض آنها نمیتواند به طور همزمان افزایش یابد.
مُتعیّن ز بس که مدهوش است
کوه خارا چو عهن منفوش است
هوش مصنوعی: کوه سخت و محکم چنان مجذوب و مبهوت شده که گویی به حالت خواب یا بیحرکتی فرو رفته است. او به قدری غرق در این حالت است که به نظر میرسد از واقعیت دور شده و خود را در دنیای دیگری میبیند.
بحر و بر اتّصال درگیرد
فوق و تحت، امتیاز برگیرد
هوش مصنوعی: دریا و خشکی در هم آمیختهاند، بالا و پایین به هم پیوستهاند و هیچ تفکیکی بین آنها وجود ندارد.
ستر برخیزد از حجاب اندیش
یوم تُبلی السرائر آید پیش
هوش مصنوعی: پردهها از مقابل چشمان انسان کنار میروند و افکار و نیتهای پنهان آشکار میشوند در روزی که رازها در معرض دید قرار میگیرند.
یوم مجموع و یوم مشهود است
قاع صفصف زمین ممدود است
هوش مصنوعی: روز جمعآوری و شهادت است، سطح صاف و گسترده زمین آماده است.
قضی الامر بینهم بالحق
فتری کلَّ باطلٍ یزهق
هوش مصنوعی: کار به حق میان آنها تعیین شده است، پس خواهی دید که هر باطلی نابود میشود.
موت عارف، قیامت است و قیام
بعد بعث از قبور، حشر عوام
هوش مصنوعی: مرگ عارفان به معنای روز قیامت است، در حالی که برخواستن مردم عادی از خواب مرگ، روز حضور و تجمع آنهاست.
پس حیات خواص متّصل است
در حقیقت ز موت منفصل است
هوش مصنوعی: زندگی به طور واقعی به ویژگیهای خاص وابسته است و در حقیقت از مرگ جداست.
زنده را موت و فوت هرگز نیست
حکم مردن به زنده جایز نیست
هوش مصنوعی: زنده هرگز نمیتواند بمیرد و حکم مردن به کسی که زنده است تعلق نمیگیرد.
آنکه جایز بود ورا مردن
زندگی مرد راست جان کندن
هوش مصنوعی: فردی که زندگیاش به پایان میرسد، در واقع با مرگ خود به حقیقت زندگی میرسد.
عارف از موت اختیاری خویش
زندگی دید و پایداری خویش
هوش مصنوعی: عارف با انتخاب مرگ اختیاری خود، به زندگی و ثبات واقعی دست یافت.
او به دنیا در آخرت باشد
در میان کی مباعدت باشد؟
هوش مصنوعی: او که به جهان آخرت تعلق دارد، چگونه میتواند از این دنیا فاصله بگیرد؟
در خور این مفاخرت ماییم
می دنیا و آخرت ماییم
هوش مصنوعی: ما سزاوار این افتخار هستیم، چون هم در زندگی دنیا و هم در آخرت، ما مطرح و مهم هستیم.
گفته مبعوث واجب الطّاعت
لاتفرق ببعث و الساعت
هوش مصنوعی: اینگونه بیان شده که کسی که به رسالت فرستاده شده، فرمانبرداری از او الزامی است و این موضوع به زمان خاصی محدود نمیشود.
نک قیامت منم، جدایی نیست
جای تشکیک و سست رایی نیست
هوش مصنوعی: من حالا به اوج خود رسیدهام، جدا شدن از حقیقتی که دارم، جای تردید و شک نیست.
روح انسان مدبر صور است
خلع و تبدیل آن ز حد به در است
هوش مصنوعی: روح انسان، مدیری است که به شکلها و صورتها فرمان میدهد و تغییر دادن یا رهایی از این صورتها، فراتر از توانایی اوست.
چه به دنیا چه آخرت چه مثال
حامل صورت است در هر حال
هوش مصنوعی: در زندگی و پس از آن، هر چه که هست، مانند یک تصویر است که در هر شرایطی وجود دارد.
اولین صورتی که یافت حصول
کرد از برزخ مثال قبول
هوش مصنوعی: نخستین شکلی که به وجود آمد، از دنیای میان واقعیت و خیال، پذیرش پیدا کرد.
اخذ میثاق از او نمود خدای
پس از آن شد بشیر راهنمای
هوش مصنوعی: خداوند از او پیمانی گرفت و پس از آن، او را به عنوان بشارتدهنده و راهنما قرار داد.
چون تعلق گرفت روح به تن
این دوم صورت است تا مردن
هوش مصنوعی: زمانی که روح به بدن متصل میشود، این وضعیت دومین شکل وجودی انسان است تا زمان مرگ.
خلع اول نمود وشد محشور
از سرای غرور و ظلمت و نور
هوش مصنوعی: خود را از زنجیر غرور و تاریکی آزاد کرد و در جمع مردم به نور و روشنی پیوست.
چون ز گرد بساط جسمانی
آمدش وقت دامن افشانی
هوش مصنوعی: وقتی که زمان رهایی از قید و بند جسم فرا میرسد و انسان میتواند آزادی را تجربه کند.
کرد تحویل در سوم صورت
حشر میّت بود در آن کسوت
هوش مصنوعی: در سومین مرحله از حشر، روح مرده در آن لباس خاص (دنیا) با ظاهری جدید حاضر میشود.
صورت آن است تا به وقت سوال
هم نماید بدل محوّل حال
هوش مصنوعی: ظاهر انسان به گونهای است که حتی در زمان پرسش و سوال نیز، حالتی متفاوت و متحول از خود نشان میدهد.
تا که بعد از سوال هم گیرد
صورتی درکنار بپذیرد
هوش مصنوعی: بعد از اینکه از شخصی سوالی پرسیده شد، ممکن است او نیز تصویری از خود را نشان دهد و بپذیرد که در کنار سوال ارائه شده است.
مدتی برزخی بود محشور
تارسد وقت بعث ونفخهٔ صور
هوش مصنوعی: مدتی در حالی خواهد بود که مردم در انتظار برانگیخته شدن و صدای شیپور هستند.
هم به کل از مفارق دنیا
می کند انتقال روز جزا
هوش مصنوعی: روز قیامت، انسان از تمام چیزهای دنیوی جدا میشود و به مرحله جدیدی منتقل میشود.
تا سؤالی اگر بود باقی
چون میش در قدح کند ساقی
هوش مصنوعی: اگر سوالی باقی مانده باشد، ساقی مانند گوسفند در جام مینوشد.
ساقی و دُرد را ایاغ آید
همگی طی شود فراع آید
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی که شراب و مستی به جا باشد، همه چیز به آرامی و خوشی سپری میشود و حوادث ناخوشایند به فراموشی میروند.
حشر در صورتی شود پس از آن
که بود در خور جحیم و جنان
هوش مصنوعی: رویتی از قیامت زمانی خواهد بود که انسانها به آنچه لیاقتش را دارند، یعنی جایگاه عذاب یا پاداش، برسند.
اهل نازند جملگی مسؤول
به تقاضای شوم و طبع فضول
هوش مصنوعی: تمام افرادی که در این دنیا زندگی میکنند، به نوعی اثرپذیر از خواستههای غیرمنطقی و تمایلات بیحد و حصر هستند.
ور سؤالی نمانده روز جزا
حشر جنّت بود به او زیبا
هوش مصنوعی: اگر سوالی باقی نماند، روز قیامت به او زیبایی بهشت خواهد بود.
زان سپس چونکه آیدش به نظر
شوق جنّت پر از متاع صُور
هوش مصنوعی: پس از آنکه زیباییهای بهشت با تمام نعمتهایش به چشمش میآید، شوق و اشتیاق او برانگیخته میشود.
هرچه مستحسن آیدش زآنها
در همان حشر او شود پیدا
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای او مقبول و پسندیده باشد، در روز قیامت در همان حال و با همان ویژگیها نمایان میشود.
لایزال این بود به جنت کار
دائم الحشر در صور بسیار
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که در بهشت، کار و فعالیت مستمر وجود دارد و در زندگی پس از مرگ، بهشتیان در حال بهرهبرداری از نعمتها و زیباییهای آنجا هستند.
چونکه تکرار در تجلّی نیست
هر یکی تازه در پی دگریست
هوش مصنوعی: وجود هر چیز در عالم همواره نو و تازه به نظر میرسد؛ چون هر چیز هر لحظه به نوعی جدید و متفاوت است و تکراری وجود ندارد.
متجلی الیه را هم باز
نسبتی بایدش نمودن ساز
هوش مصنوعی: درک حقیقت و حقیقتنما برای همگان به نوعی از ارتباط و نسبت نیاز دارد. به عبارت دیگر، برای مشاهده و شناخت عمق وجودی چیزی، لازم است که نسبت به آن، آگاهی و رابطهای برقرار کنیم.
تا شود مستعدّ هر یک از آن
متجدد شود صور به جنان
هوش مصنوعی: هر یک از آنها مستعد میشود تا به زیباییهای بهشت تبدیل گردد.
در صور حشر بی تناهی را
نسبت خاص دان تجلی را
هوش مصنوعی: در روز قیامت، به خاطر ویژگی خاصی که دارد، تجلی و ظهور بینهایت وجود خواهد داشت.
اینهمه بسط ملک سلطانیست
اتّساع بساط رحمانی ست
هوش مصنوعی: این همه گسترش و قدرت دولت، نشاندهنده وسعت و رحمت الهی است.
ور تو را چشم تیزبین باشد
حالت اکنون هم اینچنین باشد
هوش مصنوعی: اگر چشمان تیزبینی داشته باشی، باید در حال حاضر نیز به همین شکل باشی.
در تو هر حالتی که یافت ظهور
به همان وصف و صورتی محشور
هوش مصنوعی: در هر وضعیتی که با تو مواجه شوم، با همان ویژگی و خصوصیت خاص خودت در کنار تو حس شگفتانگیزی را تجربه میکنم.
رودت گر ز سر گران خوابی
هر تغیّر که در صفت یابی
هوش مصنوعی: اگر رود تو از روی سنگینی خوابیده باشد، هر تغییری که در ویژگیها و صفات تو به وجود آید.
حشر آن دم به صورت دگر است
که مناسب به حال ماظهر است
هوش مصنوعی: روز قیامت وقتی که حشر و نشر انسانها آغاز میشود، به شکل دیگری خواهد بود که با حال و وضعیت ما سازگار است.
صورت شادی و غمت یک نیست
همچنین شهوت و غضب، شک نیست
هوش مصنوعی: شادمانی و غم، هر دو در درون انسان وجود دارند و به یکدیگر وابستهاند. همچنین، حس لذت و خشم نیز چنین است؛ هر یک از این احساسات بر دیگری تأثیر میگذارد و نمیتوان آنها را کاملاً جدا کرد.
باز هنگام طاعت و عصیان
در صور هم تجدد است عیان
هوش مصنوعی: در زمان انجام اعمال نیک و همچنین در مواقعی که مرتکب گناه میشویم، تغییر و تحول در وجود ما کاملاً مشهود است.
وقت مستیّ و وقت مخموری
سحر وصل و شام مهجوری
هوش مصنوعی: در زمان سرخوشی و شادمانی، لحظاتی داریم که به وصال محبوب میرسیم و در عین حال، شبهایی هم هست که از معشوق دوریم.
در مقام رضا و تسلیم است
دم امّید و ساعت بیم است
هوش مصنوعی: در زمانهایی که امیدواریم و انتظار داریم، باید در برابر مشکلات و نگرانیها نیز آماده باشیم و تسلیم قضا و قدر شویم.
هر نفس حشر مختلف داری
هرچه صورت گرفت بگذاری
هوش مصنوعی: هر لحظه حشر و نشر متفاوتی داری و میتوانی هر چیزی که به وقوع میپیوندد را رها کنی.
لیک از آن غافلی که هوشت نیست
کر و کوری، که چشم و گوشت نیست
هوش مصنوعی: اما تو از حقیقت غافلی، چون که هوش و دقتی نداری، مانند نابینا و ناشنوا هستی که نه میبیند و نه میشنود.
غفلت آسوده داردت اکنون
کل حزبٍ بما لهم فرحون
هوش مصنوعی: در حال حاضر، غفلت تو را در آرامش نگه داشته است، در حالی که تمام گروهها و احزاب به شادی مشغول هستند.