برگردان به زبان ساده
سیه دل امیری، شبی خفت مست
سحر بر سرش سقف ایوان نشست
هوش مصنوعی: امیری دلتنگ و غمگین، شبی در حال مستی خوابش برد و در این حال، سقف ایوان بر سرش قرار گرفت.
به کیفر کمر بست استیزه اش
نیامد برون استخوان ریزه اش
هوش مصنوعی: او برای مجازات آماده شده و دشمن نتوانسته به او نزدیک شود، حتی به اندازهای که استخوانی از بدنش خارج شود.
فقیری در آن شب به صحرا بخفت
چو شد روز، آن ماجرا دید و گفت
هوش مصنوعی: فقیری در آن شب در بیابان خوابش برد، و وقتی صبح شد، آن ماجرا را دید و گفت.
برین بنده فرض است چندین سپاس
که ایوان چرخ است محکم اساس
هوش مصنوعی: این خدمتگزار وظیفه دارد که به خاطر بنیاد محکمی که آسمان دارد، سپاسگزار باشد.
ز ویرانی ایمن بود پایه اش
فراغت توان خفت در سایهاش
هوش مصنوعی: از خرابیها در امان است کسی که پایهاش آرامش و آسایش باشد و میتواند در سایهی آن آرام خواب کند.
نیرزد به این رنج قصر بلند
شبی نیم راحت، سحرگه گزند
هوش مصنوعی: این رنجی که میکشم ارزش قصر بزرگ را ندارد، زیرا شبها هیچ آرامشی ندارم و صبحها با درد و زحمت بیدار میشوم.
ندارم تمنای ایوان و کاخ
نیم تنگدل، از زمین فراخ
هوش مصنوعی: من آرزوی داشتن کاخ و ایوان نداشتم، زیرا دل تنگی ندارم و به وسعت زمین قانعم.
که باران و خورشید پرتوفکن
نه چون خشت و سنگ است پیکر شکن
هوش مصنوعی: باران و خورشید نور افشانی میکنند، اما انسانها مانند خشت و سنگ نیستند که سخت و شکسته شوند.