برگردان به زبان ساده
افسوس که صاحبدل دانا ز جهان رفت
نی نی غلطم، بلکه جهان را دل و جان رفت
هوش مصنوعی: متأسفانه فرد آگاه و با احساس از این دنیا رفت. نه اینکه من اشتباه میکنم، بلکه حقیقت این است که دل و جان این جهان نیز از دست رفتند.
پیرایه دِهِ صورت و آرایش معنی
مرآت دل و دیدهٔ صاحب نظران رفت
هوش مصنوعی: زینت و آرایش ظاهری انسان، نشاندهندهٔ عمق احساسات و تفکرات درونی اوست و این حقیقت از نگاه افراد با بینش و بصیرت قابل درک است.
یکتاگهر بحر فضیلت که ز عزت
تا ساحل قدس، از صدف کون و مکان رفت
هوش مصنوعی: این جمله به یک موجود یا شخص منحصر به فرد اشاره دارد که در دریای فضیلت قرار دارد و از جایی که بزرگ و محترم است، به محل پاک و مقدسی میرسد. این مسیر از میان وجود و شرایط مادی میگذرد.
شد دوستیِ آل نبی کشتیِ نوحش
از موج خطر، در کنف امن و امان رفت
هوش مصنوعی: دوستان اهل بیت پیامبر مانند کشتی نوح هستند که در میان امواج خطر، به آرامی و در امنیت سفر میکنند.
زین غمکده، تا مصطبهٔ قدس، خرامید
زین کلبهٔ ویرانه به روضات جنان رفت
هوش مصنوعی: از این خانهی غم، به سمت محل مقدس رفت و از این کلبهی ویران به باغهای بهشتی قدم نهاد.
بر خویش اگر جهل ببالد عجبی نیست
دانای زمن، فخر زمین، خیر زمان رفت
هوش مصنوعی: اگر کسی بر نادانی خود تکیه کند، تعجبی ندارد که دانای زمان و نیکوترین انسانها از میان رفتهاند.
از خاک برآور سری، ای نخل خمیده
یک بار ببین، بی تو چه بر پیر و جوان رفت
هوش مصنوعی: به خاک برخیز و به خود بیا، ای نخل خمیده، یک بار بنگر که بی تو بر سر پیر و جوان چه آمده است.
نبود خبرت،گر ز دل خون شدهٔ ما
بنگر که چه از دیدهٔ خونابه فشان رفت
هوش مصنوعی: اگر از حال ما بیخبری، به دلمان نگاه کن که چقدر خونین شده است و ببین که از چشمانمان اشکها مانند خون ریختهاند.
زین واقعهٔ صعب جهان را دل و جان رفت
زین غصّه ٔ جانکاه، ز دل تاب و توان رفت
هوش مصنوعی: این اتفاق سخت و دشوار باعث شد که روح و قلب جهان از بین برود. به دلیل این اندوه عمیق و جانسوز، همهٔ قدرت و استقامت از دل رخت بربست.
چون مردمک چشم جهان بود ز عرفان
گفتم پی تاریخ که بینش ز میان رفت
هوش مصنوعی: چون مردمک چشم به جهان است، از عمق دانش و شناخت گفتم که با گذر زمان، درک و آگاهی کمرنگ شده است.