برگردان به زبان ساده
ای شوق، در شکنجهٔ دلها چگونهای؟
آه ای شرار شوخ، به خارا چگونهای؟
هوش مصنوعی: ای شوق، تو در آزار دلها چطور هستی؟ آه ای آتش بازیگوش، تو با سنگ خارا چه میکنی؟
در پرسشت به لب نفسم میتپد به خون
ای ماهی بریده ز دریا چگونهای؟
هوش مصنوعی: در سوال تو، نفس من با احساس و شدت به تپش درآمده است. ای ماهی که از دریا جدا شدهای، حالا چطور هستی؟
ای دل که بود سجده برت فرق آفتاب
در زیر دست داغ سویدا چگونهای؟
هوش مصنوعی: ای دل، چگونهای وقتی که سجدهات بر روی زمین است و در مقابل آفتاب میدرخشد، در حالی که داغیهای زندگی را تحمل میکنی؟
ای همّت بلند که گردون به خاک توست
در زیر بار منّت بیجا چگونهای؟
هوش مصنوعی: ای اراده و عظمت تو که آسمانها به پای تو افتادهاند، در زیر بار نیازی که بدون دلیل به تو دارم، چه حسی داری؟
ناسازی است شیوهٔ اجزای روزگار
با یک جهان عدو، تن تنها چگونهای؟
هوش مصنوعی: این بیت به این اشاره دارد که چگونه اجزای مختلف زندگی و روزگار به نحوهای ناسازگار و نامتناسب عمل میکنند، و در این میان، انسان که در این دنیای پر از چالش و دشواری تنهاست، چگونه میتواند از پس این مشکلات برآید. به عبارتی دیگر، این کلمات نشاندهندهٔ تنهایی و سختیهای زندگی در مواجهه با مشکلات و دشمنیهای جهان هستند.
در ظلمت زمانه که جهل آفتاب اوست
ای نورِ عقلِ دیدهٔ بینا چگونهای؟
هوش مصنوعی: در این زمانه تاریک که جهل فرمانروایی میکند، ای روشنی عقل و بینش، حال تو چگونه است؟
داغی حزین و از جگرت دود برنخاست
در آتش ای سپند شکیبا چگونهای؟
هوش مصنوعی: درد و غم عمیقی در دل دارم، اما از دل من دود و آتشی برنمیخیزد. ای عود سوزان، تو چگونهای که این حال را تحمل میکنی؟