برگردان به زبان ساده
آگه ز بی وفایی اغیار گشته ای
از جام حسن مستی و هشیار گشته ای
هوش مصنوعی: تو از خیانت دیگران آگاه شدهای و حالا که از سر مستی عشق، به هشیاری رسیدهای.
چون گل شده ست دامن پاک تو غرق خون
گویا سراسری به دل زار گشته ای
هوش مصنوعی: دامن پاک تو به گونهای به خون آغشته شده که گویی تمام دل را غم فراگرفته است.
مشکین شده ست رنگ تو ای خطّ سبزفام
از بس در آفتابِ رخ یار گشته ای
هوش مصنوعی: رنگ سبز تو به خاطر تابش آفتاب چهره محبوب، به زیبایی زیبا شده است.
فتوا ز رشک کرده هدر خون آینه
از ما زیاده تشنهٔ دیدار گشته ای
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت، آبرویم را در مقابل دیگران به خطر انداختهای و از این رو، به شدت تشنهی دیدار من شدهای.
سرگشتگی بس است حزین ، آسمان نیی
بنشین به کوی عشق، که بسیار گشته ای
هوش مصنوعی: دیگر بس است که سردرگم باشی، آسمان را رها کن و در دل کوی عشق آرام بگیر، زیرا خیلی در دنیا پرسه زدهای.