برگردان به زبان ساده
به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
به یک نگه، من و دل را، ز هم جدا کردی
هوش مصنوعی: با یک نگاه زیبا، لباس صبر مرا به زینت آراستی و با همان نگاه، من و قلبم را از یکدیگر جدا کردی.
مشام یوسف اگر می شنید بوی تو را
هزار جامهٔ جان در غمت قبا کردی
هوش مصنوعی: اگر بوی تو به گوش یوسف میرسید، به خاطر غم تو هزاران لباس جانش را در آن غم میپوشید.
دلم ز داغ تو ای عشق، کام خویش گرفت
ازین گهر، صدفم را گرانبها کردی
هوش مصنوعی: عشق، دل من به خیال تو پر از درد و غم شده است، اما همین داغی که به من دادهای باعث شده که من مانند یک صدف گرانبها شوم.
نماز زاهد افسرده می گذشت ز عرش
اگر به سرو قد یار، اقتدا کردی
هوش مصنوعی: نماز خالی و بیروح زاهد، در برابر زیبایی و جذابیت قد و قامت یار، هیچ ارزشی ندارد. اگر او به زیباییهای یار توجه کند، نمیتواند از عظمت و شکوه او چشمپوشی کند.
حزین ، به طرز نشید تو آفرین بادا
لبم به زمزمهٔ عشق، آشنا کردی
هوش مصنوعی: حزین، ای کاش باد تو را به زیبایی ستایش کند و لبم را با آواز عشق آشنا سازد.