برگردان به زبان ساده
ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی
خوش بود بادهٔ خورشید لقا، ای ساقی
هوش مصنوعی: هوا سرد و ابری است و دامن زمین تر شده است. ای ساقی، خوب است که بادهای از خورشید بیاوری.
دردسر می کشی از نالهٔ مخمور، چرا؟
می توان بست به جامی، لب ما ای ساقی
هوش مصنوعی: چرا از نالهٔ مستی رنج میبری؟ میتوانی تنها با یک لیوان خوشی، لبهایمان را پر کنی، ای ساقی.
به در میکده، از خشکی زهد آمده ایم
نشود تر نشود دامن ما ای ساقی
هوش مصنوعی: ما به میکده آمدهایم و از خساست و خشکمابی دوری جستهایم. ای ساقی، نگذار دامن ما خشک بماند.
باطن پاک بزرگان همه جا یارت باد
به خم باده سپردیم تو را ای ساقی
هوش مصنوعی: عمیقترین و درونمایهی پاک و نیک بزرگان همیشه به یاریات باشد. ما تو را ای ساقی به می و شراب سپردیم.
ابر احسان تو دریا دل و ما سوخته جان
شرم بادت ز لب تشنهٔ ما، ای ساقی
هوش مصنوعی: ابر رحمت تو وسیع و گنجایش دل ما بزرگ است و ما جانباختهایم. ای ساقی، از اینکه لبهای تشنه ما به یاد مهربانیات هستند، شرمنده باش.
گرچه با ابر کفت، دم زدن ما بیجاست
جام اگر می دهیم، هست به جا ای ساقی
هوش مصنوعی: با اینکه شاید صحبت کردن ما در این شرایط چندان مناسب نباشد، اما اگر قراری برای نوشیدن داریم، کاملاً به جا و درست خواهد بود، ای ساقی.
عمرها شد که ز خونین جگران است حزین
به اسیران وفا، چند جفا ای ساقی؟
هوش مصنوعی: سالها گذشت که دلهای پریشان از درد و رنج رنجورند. ای ساقی، چرا همچنان به اسیران وفاداری، بیرحمی میکنی؟