برگردان به زبان ساده
منت نکشد همّتم از دست دعایی
زد غیرت من هر دو جهان را سرپایی
هوش مصنوعی: نگذارم که تلاش و کوشش من به خاطر دعایی از کسی بیثمر بماند، چون غیرتم به من اجازه نمیدهد که حتی برای دو جهان هم از پا بیفتم.
غم پرده در و صبر ز ما گوشه گرفته ست
ای مطرب کوته نفس آواز رسایی
هوش مصنوعی: غم به وسعت پردهای بر دل ما سایه انداخته و صبر ما هم در گوشهای نشسته است. ای مطرب با نفس کوتاه، صدای دلنوازت را بلند کن.
گر زیر فلک تنگ شود دامن دل هست
از دل نفسی تا بکشم نیست فضایی
هوش مصنوعی: اگر در آسمان زندگی به شدت تنگ شود و دلم را فشارد، اما از عمق دلم نفسی دارم که میتوانم بفشارم. در چنین حالتی هیچ فضایی وجود ندارد تا راحت باشم.
با عشق چه پاید خس و خاشاک وجودم؟
این شعله مبادا که کند نشو و نمایی
هوش مصنوعی: عشق چه اهمیتی دارد وقتی که من در مقابل آن مانند خس و خاشاک هستم؟ امیدوارم این شعله عشق خاموش نشود و وجودم را از بین نبرد.
خوش خرقه ی سالوس به ما تنگ گرفته ست
ای چاک گریبان دل، امروز کجایی؟
هوش مصنوعی: لباس زیبا و دلفریب دروغین، بر ما فشار آورده است. ای کسی که دل مرا پاره کردهای، امروز کجا هستی؟
در کوی تو چون شعله که از طور کشد سر
از نالهٔ عشّاق بلند است نوایی
هوش مصنوعی: در خیابان تو، نالهای بلند مانند شعلهای که از کوه طور بالا میرود به گوش میرسد، نالهای که از دل عاشقان برمیخیزد.
داده ست غمت رخصت شبگیر به آهم
شاید رسد این قاصد بی درد به جایی
هوش مصنوعی: غم تو به من اجازه داده تا در دل شب اندوهگین شوم، شاید این پیامرسان بیدرد به جایی برود و خبری بیارد.
خود کیست حزین تا که ازو رنجه کنی دل؟
دریوزه پرست نگهی، عشوه گدایی
هوش مصنوعی: کسی که غمگین است، کیست که بخواهی دلش را بشکنی؟ او مانند یک گدای محتاج توجه، به نگاه و محبت تو نیاز دارد.