برگردان به زبان ساده
نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته
سودای مشکین طرّه اش سود و زیانم سوخته
هوش مصنوعی: نسرین با رنگ گل و لباس زیبا از جلوه و زیباییاش دل من را سوزانده و عشق و آرزوی موهای مشکیاش باعث شده تا من در حالتی از زیان و درد باشم.
برگ سفر روی وطن، دیگر ندارم هیچ یک
پرواز بالم ریخته، برق آشیانم سوخته
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم سفری به سرزمین خود انجام دهم و هیچ امیدی برای بازگشت ندارم. بال و پر من از بین رفته است و امیدم به محل زندگیام نیز بر باد رفته است.
چون شمع سودای کسی، می سوزد آتش در سرم
نام محبت برده ام، کام و زبانم سوخته
هوش مصنوعی: شما به خاطر عشق یک نفر مانند شمع در حال سوختن هستید و آتش اشتیاق در وجودتان شعلهور است. احساسات عمیق عاشقانهتان باعث شده که هم از لذتهای زندگی محروم شوید و هم خودتان را در آتش عشق بسوزانید.
اشک دمادم از نظر، بارم، به خون ز آن غرقه ام
دریای آتش در جگر دارم، از آنم سوخته
هوش مصنوعی: هر لحظه اشک از چشمانم سرازیر است و به خاطر دردی که دارم، مانند دریاهایی از آتش درونم شعلهور است. به همین خاطر، در آتش عاطفی میسوزم.
نقص عیار من حزین نبود اگر افغان کنم
در بوتهٔ هجران او تاب و توانم سوخته
هوش مصنوعی: اگرچه من نقصی در خود دارم که باعث ناراحتیام میشود، اما اگر بخواهم در دوری او فریاد بزنم، دیگر هیچ قدرت و انرژی برای این کار ندارم.