برگردان به زبان ساده
دیدم صنمی، های صلا، کعبهنشینها
بیعانه ببازید به یادش دل و دینها
هوش مصنوعی: من دمی کسی را دیدم و با صدای بلندی گفتم، ای کسانی که در کعبه نشستهاید، یاد او را گرامی بدارید و دل و ایمانتان را فدای او کنید.
در عشق، دل از کوثر و رضوان نگشاید
از دوست تسلی نتوان گشت، به اینها
هوش مصنوعی: در عشق، دل هرگز از خوشی و بهشت دل نمیکند و نمیتواند از دوست آرامش بگیرد.
صید دلم افتاد به صحرای رمیدن
صیّاد نگاهان! بگشایید کمینها
هوش مصنوعی: دل من در دام عشق گرفتار شده، ای دیدههای پنهان! بیایید و پردههای راز را کنار بزنید.
شد خاک، سر سجده بر آن در قدم تو
بخرام که فرش است به راه تو جبینها
هوش مصنوعی: خاک بر سر سجده کن و در پای تو حرکت کن، چرا که جبینهایمان به عنوان فرش برای راه تو قرار دارد.
آن کیست که در جلوهگهت رخش بتازد؟
کردهست تهی، غمزهٔ بیباک تو زینها
هوش مصنوعی: کیست که در معرکهٔ زیبایی تو شجاعانه ظاهر شود؟ چهرهاش از غم و اندوه خالی است و از زیبایی تو به شدت تحتتأثیر قرار گرفته.
در کیش محبت هدف ناوک نازند
ابروی کماندار تو را چلهنشینها
هوش مصنوعی: در عشق، هدف تیر محبت ابروهای کماندار تو است که همواره در چله نشستهاند.
زیر قلم توست حزین کشور معنی
این نقش ندارند خدیوان به نگینها
هوش مصنوعی: در زیر قلم تو، ای حزین، سرزمین معانی قرار دارد و این نقشها نمیتوانند مانند نگینهای باارزش وجود داشته باشند.