برگردان به زبان ساده
اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
گلِ داغ تو را در سینه پنهان می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر بتوانی نور خورشید را در آغوش بگیری، پس میتوانی عشق و احساسات داغت را در دل خود نگهداری.
نمی دارد سحر، هر چند می دانم شب هجران
درین غم طرّهٔ آهی پریشان می توان کردن
هوش مصنوعی: سحر هرگز به حقیقت نمیآید، هرچند که میدانم در این شب غمانگیز جدایی، میتوان با یک آه آشفته، غصههایم را بیان کرد.
گرفتم صید مطلب نیست در دست کسی امّا
کمند ناله بی درد، پیچان می توان کردن
هوش مصنوعی: گرفتن چیزی که در دست کسی نیست، دشوار است، اما میتوان با زبانی رنجیده و نالهای بیدرد، به جستجوی آن پرداخت و آن را به دست آورد.
چمن هر چند دلگیر است بی آن گلعذار امّا
ترنّم گونه ای با عندلیبان می توان کردن
هوش مصنوعی: اگرچه چمن غمگین و بیروح است بدون حضور آن معشوق، اما همچنان میتوان با بلبلان، نغمهای خوش سرود.
به حالم گرچه رحمت نیست امّا از دل آسایی
دُر اشکی، ز کنج دیده غلتان می توان کردن
هوش مصنوعی: هرچند که بر من رحمتی نیست، اما میتوان از دل آسودهای، اشکی گرانبها از گوشه چشم ریخت.
تو را رسوا اگر خواهد حزین آن یار پنهانی
دو عالم چاک را نذر گریبان می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر محبوب پنهانیام بخواهد، تو را رسوا خواهد کرد، اما من میتوانم برای تو چاک گریبانم را نذر کنم که این راز را فاش نکنم.