برگردان به زبان ساده
نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
سخن به نشئه نشد تا نفس به خون نزدم
هوش مصنوعی: نتوانستم فریاد کنم تا زمانی که به حالت جنون نزدیک شوم. سخن از حال خوشی نگفتم تا زمانی که نفسام به خون آغشته شده باشد.
گرفته است سبوی مرا به سنگ چرا؟
گلی به شیشهٔ این چرخ آبگون نزدم
هوش مصنوعی: چرا سبوی من را به سنگ زدهای؟ من که گلی به شیشهٔ این دنیا که پر از آب است نزدهام.
به نزد شعبده بازان پیاده فرزین است
منم که نقش دغل با سپهر دون نزدم
هوش مصنوعی: در میان جادوگران و شعبدهبازان، من تنها کسی هستم که در برابر آسمان پست، با ترفندهای خود بازی نکردهام.
سبک سران پی کلکم روند و افسوس است
که نعل رخش سخن را چرا نگون نزدم؟
هوش مصنوعی: افراد سرشناس و مهم به دنبال من میآیند و افسوس که چرا نتوانستم به خوبی مطالب خود را بیان کنم و سخن خود را به درستی منتقل نمایم.
چو سلک نظم جگر پاره ها گسسته حزین
گره به رشته این اشک لاله گون نزدم
هوش مصنوعی: وقتی که جگرم از درد پاره پاره است و غمگینم، گرهای از این اشکهایی که مانند گل لالهاند، به رشته میزنم.