برگردان به زبان ساده
ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
گشاید جوی خون از دیدهٔ آیینه، تمثالم
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که آن گل با صورت زیبا دارد، حال من به شدت آشفته است و از چشمانم مانند رودخانهای از خون جاری میشود که شبیه به آیینه است.
ز تاثیر گرفتاری، تبی در استخوان دارم
که می سوزد در و بام قفس را سودن بالم
هوش مصنوعی: از اثر مشکلاتی که دارم، در استخوانهایم درد و سوزش احساس میکنم که حتی پرواز به آزادی را نیز تحتتأثیر قرار داده است.
مگر آید ز فیض همّت آزادگان کاری
به دام افتادهٔ این رشته های سست آمالم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است با الطاف و تلاش آزادگان، کمکی به من که درگیر و گرفتار آرزوهای ناپایدارم، برسد؟
ز بی پروایی نازآفرین سرو سرافرازی
درین بستان سرا چون سبزهٔ خوابیده پا مالم
هوش مصنوعی: به خاطر بیپروایی و زیبایی سرو بلند در این باغ، مانند علفهای خوابیده پای او را میمالم.
حزین از آشیان آواره ام شاید مگر ریزد
به بسمل گاه او گرد غریبی از پر و بالم
هوش مصنوعی: من از آشیانهام دور و بیخانمان هستم، شاید بتوانم در مکانی جدید در سایهاش آرام بگیرم؛ جایی که غم و غربت بر من سایه افکنده و من را از بال و پرم بینصیب کرده است.