برگردان به زبان ساده
ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
نمی ترسم من از بیگانگان، از خویش می ترسم
هوش مصنوعی: من از تدبیر و فریب نفس خودم میترسم، نه از دشمنان و بیگانگان. ترس من از آشناهایی است که در درون خودم وجود دارد.
نکردم هرگز از تیغ قضا پهلو تهی امّا
ز آه دردناک سینه های ریش می ترسم
هوش مصنوعی: هرگز از سرنوشت و تقدیر خود فرار نکردهام، اما از نالههای جانسوز و دردناک درونم میترسم.
به خود نسپرده ام در عاشقی هر چند ایمانی
ز دست اندازی آن زلف کافر کیش می ترسم
هوش مصنوعی: من در عشق به خودم وابسته نیستم، هر چند به عشق ایمان دارم، اما از تأثیر آن زلف کافر و دلربا میترسم.
نگاه تلخ باشد گرچه دشمن، جان شیرین را
از آن مژگان زهرآلوده پیکان بیش می ترسم
هوش مصنوعی: اگرچه دشمن نگاه تلخی دارد، اما من از چشمان زهرآلود او بیشتر میترسم چون ممکن است جان شیرینم را به خطر اندازد.
برد بانگ دهل از دور، دل، آشفته حالان را
من از آوازه ی این عقل دوراندیش می ترسم
هوش مصنوعی: صدای دهل از دور میآید و دلهای آشفته را دچار اضطراب میکند. من از این صدا و از این عقل دوراندیش نگران هستم.
پر از زنبور باشد شهد دولت اهل دنیا را
نیالایم دهان خود به نوش و نیش، می ترسم
هوش مصنوعی: دنیای مالی و مادی مانند عسل شیرین است که پر از زنبورهای خطرناک است. من نمیخواهم به آن شیرینی نزدیک شوم چون از نیش زنبورها وحشت دارم.
حزین از بیم حشر آسوده ام، از خود هراسانم
نمی ترسم ز حق، از کرده های خویش می ترسم
هوش مصنوعی: حزین از نگرانی روز قیامت راحت هستم، اما از خودم میترسم. از حق و عدالت خدا نمیترسم، بلکه از اعمال خودم نگرانم.