برگردان به زبان ساده
چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
خون خودم ز خنجر عریان فروچکم
هوش مصنوعی: وقتی که چشمم به خاطر اشکی که از مژههایم میریزد، به زمین میافتد، مانند این است که خونم را با خنجر تیز و برندهای میریزم.
آن اخگر گداخته ام کز شکوه دل
خارا به هم فشارم و آسان فروچکم
هوش مصنوعی: من همچون گداز ذغالی هستم که به خاطر غم دل سنگینم، فشار میآورم و همین که فرصتی بیابم، به راحتی شعلهور میشوم.
آن رشح رحمتم که ز فیض عمیم خویش
آیم برون ز چاه و به زندان فروچکم
هوش مصنوعی: آن تکه از رحمت من که به برکت نعمتهای فراوان خودم به دنیا میآید، از عمق چاه بیرون میآید و به زندان میافتد.
آن سوز دیده ام که به جلباب پیرهن
از مصر رخت بسته به کنعان فروچکم
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که با لباسی از مصر به سوی سرزمین کنعان حرکت میکنم.
افتاده پنبه از سر مینای مستیم
باید به جام باده گساران فروچکم
هوش مصنوعی: پنبه از سر مینا افتاده و او مست است، من باید خود را در جام شراب گساران غرق کنم.
دارد به خون من طمعی خاک تیره دل
از جویبار تیغ درخشان ، فروچکم
هوش مصنوعی: خاک تیره دل که در ظلمت و ناامیدی فرو رفته است، به خون من چشم طمع دوخته است و من از جویبار تیز و درخشان خنجری که در دست دارم، به سمت این خاک پایین میآیم.
گر قطره ام به کام جگر تشنگان حزین
امّا به مایه داری طوفان فروچکم
هوش مصنوعی: اگرچه من تنها یک قطرهام که باعث خوشحالی تشنگان میشوم، اما با مناعت و ثروتی که دارم، میتوانم طوفانی ایجاد کنم و از بین بروم.