برگردان به زبان ساده
می چون سبو کشید، لب می پرست ما
در کارگاه سعی، نجنبید دست ما
هوش مصنوعی: او مثل سبو مینوشد و ما که در تلاش و کوشش هستیم، دستمان بیحرکت مانده است.
ما کرده ایم دانه ی دل در زمین عشق
از آسیای چرخ نیاید شکست ما
هوش مصنوعی: ما محبت و احساسات خود را در میدان عشق کاشتهایم و این عشق آنقدر قوی است که هیچ بلایی نمیتواند آن را از بین ببرد.
امروز، زاهد از لب ما بوی می شنید
ای بی خبر ز بزم شراب الست ما
هوش مصنوعی: امروز، زاهد از نزد ما بوی شراب را میشنید، اما تو از جشن و شوق خالصانه ما بیخبر بودی.
پا در زمین نشئه ی عشرت فشرده ایم
باشد چو تاک، میکده ها زیر دست ما
هوش مصنوعی: ما در این زمین، در خوشی و لذت غرق شدهایم، مانند انگور که در میکدهها در دست ماست.
خمخانه ها تهی شد و ما تشنه لب حزین
می، شد کبابِ حوصله ی دیر مست ما
هوش مصنوعی: شرابخانهها خالی شد و ما با لبهایی تشنه و دلزده از بیشرابی، احساس میکنیم که دیگر حوصلهامان به آخر رسیده است و مانند کبابی که بر آتش نضج میگیرد، در این حالت قرار داریم.