برگردان به زبان ساده
سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
چرا انگشت بر لب می زنی آتش بیانی را؟
هوش مصنوعی: وقتی از من صحبت کردی، به طرز عجیبی جهانی را شعلهور کردی. چرا وقتی آتش سخن من را در دلت داری، فقط سکوت میکنی و انگشت بر لب میزنی؟
کمی نبود خراش سینه ام را ای هلال ابرو
به داغ دل چه ناخن می زنی آزرده جانی را؟
هوش مصنوعی: ای هلال ابرو، دلتنگی و غم من چقدر عمیق است! چرا به زخم دل من بیشتر نمک می زنی و دلم را آزرده تر می کنی؟
مبادا پرده از دل، آه خون آغشته بر دارد
به روی کار مفکن بخیهٔ زخم نهانی را
هوش مصنوعی: مبادا دلت را از درون بگشایی و احساسات عمیق و دردناکات را نمایان کنی؛ زیرا نباید زخمهای پنهانت را که هنوز در حال التیاماند، برای دیگران نشان دهی.
ز داغ لاله پیکر در غبار خاطر تنگم
چمن پیرای عشقت ریخت، طرح گلستانی را
هوش مصنوعی: به خاطر اندوهی که از عشق تو در دل دارم، یاد تو مانند لالهای سرخ در ابرهای غبار آلود ذهنم است و عشق تو، زیباییهای یک باغ را در زندگیام به وجود آورده است.
عجب نبود حزین ، از عشق اگر عمر ابد یابم
که پیوند رگ جان کرده ام، نازک میانی را
هوش مصنوعی: عجیبی نیست که اگر عمر ابدی پیدا کنم، به خاطر عشق، چون من ارتباطی عمیق و حساس با جانم و دلدارم برقرار کردهام.