برگردان به زبان ساده
چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم
کام دل از آن لعل شکربار برآرم
هوش مصنوعی: اگر همچون طوطی نامی را بر زبان بیاورم، از آن میتوانم به خواستهام که شیرینی و زیباییاش مانند لعل باشد، دست یابم.
کارم به چمن وعدهٔ دیدار تو باشد
باشد مگر از پای گل این خار، برآرم
هوش مصنوعی: من در آرزوی دیدار تو در گلستان هستم، اما آیا میتوانم خارهایی را که از پای گلها برآمدهاند، از سر راه برطرف کنم؟
پرگالهٔ دل باشدش آویزهٔٔ دامان
آهی اگر از سینهٔ افگار، برآرم
هوش مصنوعی: دل من پر از غم است و در آن همچون گیسویی از درد و اندوه آویزان است. اگر از سینهای پر از ناراحتی، آهی برآورم، این احساس را نمایان میکند.
ساقی به کفم لنگری از رطل گران ده
کاین عمر سبک سیر ز رفتار برآرم
هوش مصنوعی: ای ساقی، به من جامی سنگین و پرحجم بده تا بتوانم این عمر کوتاه و بیفایده را از دست بدهیم و به رفتارهای نادرست خود پایان دهم.
دل را نکنم عرضه به هر بی سر و پایی
این آینه را در نظر یار برآرم
هوش مصنوعی: من دل خود را به هر کس بیارزشی نمیدهم و این آینه را در مقابل یار قرار میدهم تا زیبایی او را بهتر ببینم.
افتد اگر این بار به کف دامن وصلش
ای هجر، دمار از تو ستمکار بر آرم
هوش مصنوعی: اگر این بار به دامن وصالش دست پیدا کنم، ای جدایی، با ستمگری تو نابودت خواهم کرد.
نگذاشت سبک دستی ایام بهاران
تا بوی گل از رخنهٔ دیوار بر آرم
هوش مصنوعی: زمان بهاری فرصت را از من گرفت تا بوی گل را از دستشویی دیوار بیرون بیاورم.
دل را به چه تدبیر، بگویید حریفان
تا ازکف آن طره طرار برآرم
هوش مصنوعی: دل را چطور آرام کنم، به حریفان بگویید تا من بتوانم آن دسته از موهای زیبا را از دست بدهم و رها کنم.
در دام حزین گر کشم از سینه صفیری
مرغان همه را مست ز گلزار بر آرم
هوش مصنوعی: اگر از دل غمگین خود صدایی بلند کنم، همه پرندگان مست و شاداب از باغ را به سوی خود جذب میکنم.