برگردان به زبان ساده
تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک
شد حلقهٔ گرداب، گریبان من از اشک
هوش مصنوعی: وقتی غم بر من چیره شد، اشکهای من به قدری زیاد شدند که مانند گردابی درهم پیچیدند، به طوری که گریبانم در این دریای اشک غرق شد.
تا رفته گرامی گهر من ز کنارم
چون دامن دریا شده دامان من از اشک
هوش مصنوعی: از زمانی که عزیزم از کنارم رفته، دلم به اندازه دامن دریا پر از اشک شده است.
از بس که فرو ریخت ز مژگان من انجم
شد صبح قیامت، شب هجران من از اشک
هوش مصنوعی: به خاطر این که چشمان من به قدر کافی اشک ریختهاند، صبح قیامت فرا رسیده است و شب جدایی من طولانی شده است.
گفتم مگر از گریه برم کینه ز یادش
ننشست غبار دل جانان من از اشک
هوش مصنوعی: گفتم شاید با گریهام، کینهای که از یاد او در دل دارم، برطرف شود. اما غبار دل من همچنان از اشکهای من مملو است.
آتش چو علم زد، دگر از آب چه خیزد؟
ساکن نشود سینهٔ سوزان من از اشک
هوش مصنوعی: وقتی که آتش عشق شعلهور میشود، دیگر از آب هیچ چیز حاصل نمیشود. دل من که پر از سوختگی است، با اشک آرام نمیگیرد.
خونابهٔ چشمم دهد از درد گواهی
رسوای جهان شد، غم پنهان من از اشک
هوش مصنوعی: اشکهای من از درد، گواهی بر رنج من میدهند و غم و اندوهی که در وجودم هست، بهطرز روشنی در چشمانم نمایان شده است.
ویرانه حزین ، در قدم سیل چه سان است؟
افتاده چنان، کلبهٔ ویران من از اشک
هوش مصنوعی: ویرانهای غمانگیز در برابر سیل چگونه است؟ کلبهٔ ویران من به قدری غرق در اشک است که از حال و روزش پیداست.