شمارهٔ ۵۹۷
حزین لاهیجی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۵۹۷
همه فیض است می پرستی عشق
بی خمار است ذوق مستی عشق
ما کجا دامن وصال کجا؟
دست ما و دراز دستی عشق
عاکفان صوامع قدسیم
طاعت ما، صنم پرستی عشق
صوفی آسا به رقص می آرد
توبه را، های و هوی مستی عشق
شرری پیش آفتاب، حزین
هستی ماست پیش هستی عشق
شمارهٔ ۵۹۶: ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف
شمارهٔ ۵۹۸: ای نمک حسن تو، شور نمکدان عشق
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
پروژهٔ بازبینی OCR
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
همه فیض است می پرستی عشق
بی خمار است ذوق مستی عشق
هوش مصنوعی: عشق، بدون هیچ گونه نشئه و بیخمار، تمام خوشیها و لذتها را به همراه دارد و از میپرستی و شوق ناشی از آن، بهرهمند میشویم.
ما کجا دامن وصال کجا؟
دست ما و دراز دستی عشق
هوش مصنوعی: ما کجا میتوانیم به وصال دست یابیم؟ ما تنها دستی دراز در عشق داریم، اما نمیتوانیم به آن وصل شویم.
عاکفان صوامع قدسیم
طاعت ما، صنم پرستی عشق
هوش مصنوعی: ما در صومعههای مقدس به عبادت و پرستش مشغولیم، عشق ما به خداوند به قدری عمیق است که شبیه پرستش معبودان در دلهای عاشقان است.
صوفی آسا به رقص می آرد
توبه را، های و هوی مستی عشق
هوش مصنوعی: صوفی به گونهای سرشار از شوق و شور، توبه را به رقص درمیآورد و در این حال، هیاهوی عشق و مستی را به وجود میآورد.
شرری پیش آفتاب، حزین
هستی ماست پیش هستی عشق
هوش مصنوعی: شعلهای که در برابر آفتاب میدرخشد، مانند حالتی است که ما در برابر عشق داریم.