برگردان به زبان ساده
زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
نقش مراد شد، شکن بوریای ما
هوش مصنوعی: عشق به زندگی ما شکل و رنگ تازهای بخشیده و آرزوهایمان را در دروازهی شادی و سعادت به تصویر کشیده است.
از غمزهٔ تو رفت ز خونم فسردگی
جوش نشاط زد، می مرد آزمای ما
هوش مصنوعی: از نگاه تو، خونم از غم و اندوه به شدت سرد شد. اما در عین حال، شور و نشاطی در دل من میجوشد که گویا آزمایش پرشور زندگی را پشت سر میگذرانم.
سیل عنان گسسته به دنبال می تپد
در وادیی که شوق بود، رهنمای ما
هوش مصنوعی: سیل بیوقفه و سرکش به دنبال نوشیدنی میدود، در فضایی که اشتیاق و علاقه ما را هدایت میکند.
چون موج پی گسسته زند موجِ اضطراب
خاک از تپیدن دل بی دست و پای ما
هوش مصنوعی: وقتی که امواج دریا به هم میزنند، اضطراب زمین هم مانند دل ما که بیپاسخ و سردرگم است، به تلاطم میآید.
خوابت شد از فسانهٔ زاهد گران، حزین
بشنو نوایی از دل درد آشنای ما
هوش مصنوعی: به خاطر داستان زاهد بزرگ، خواب از چشمانت رفته است؛ حالا از دل ما که دردی آشنا دارد، نوای حزینی را بشنو.