برگردان به زبان ساده
جلوهٔ ناز تو ای سرو روان ما را بس
دولت وصل تو از هر دو جهان ما را بس
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی تو کافی است برای ما و تنها خوشبختی ما در دنیا و آخرت، وصال و نزدیکی با توست.
در اسیری شکن زلف تو ما را دلدار
درغریبی غم تو، مونس جان ما را بس
هوش مصنوعی: در حالتی که ما در غربت و دوری از تو گرفتار هستیم، زلفهای تو برای ما مانند شکنجهای است و غم تو، تسکینی برای دل ما به شمار میآید.
هوس بوسه ز لعل لب او بی شرمی ست
گل پیغامی از آن غنچه دهان ما را بس
هوش مصنوعی: خواسته برای بوسیدن گل لب او نشاندهندهی جرات و بیپروا بودن است و این پیام، از غنچهای که در دهان ماست، کافی است.
نه دل سیر چمن، نه سر صحرا داریم
در جهان کنج خرابات مغان ما را بس
هوش مصنوعی: ما نه دل خوشی از باغ و گل داریم و نه در طبیعت آزادیم؛ فقط در گوشهای از میخانههای رندان، زندگی ما را فراهم است.
روح حافظ بود از کلک تو خشنود حزین
از تو این تازه غزل، ورد زبان ما را بس
هوش مصنوعی: روح حافظ از آثار تو خوشحال است و این غزل تازه که با احساسات غمگین سرودهای، بهترین موضوع برای صحبتهای ماست.