برگردان به زبان ساده
ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
ز حسرت هر نگاه من نگاه واپسین باشد
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از جدایی، نگرانم که در کمین باشد و غم هر نگریستن من، آخرین نگاه من باشد.
گره سازد زبان شعله شمع انجمن پیرا
به هر محفل که حرفی زان عذار آتشین باشد
هوش مصنوعی: زبان مانند شعلهی شمع، به هر جمعی که باشد، گره میخورد و به بیان میآید اگر که سخنی از آن چهرهی آتشین باشد.
شود در موج آب زندگانی سبزه اش غلتان
در آن گلشن که ابروی تو را از ناز چین باشد
هوش مصنوعی: در جریان زندگی، سبزهای در آبی غلت میخورد که همانند ابروی نازک و زیبا تو را از لطافت و زیبایی پر کرده است.
ازین آشفته حالی سر نمی پیچم، سرت گردم
چنین خواهد اگرزلف پریشانت چنین باشد
هوش مصنوعی: من از این حالت آشفته دست برنمیدارم، اگر موهای پریشان تو اینگونه باشد، به دور تو میچرخم و همینطور ادامه خواهد داشت.
فریب حرف و صوت خضرم از جا برنمی آرد
که آب زندگی لعل تو را پر نگین باشد
هوش مصنوعی: خودت را فریب نده با حرفها و صدای سبز، چون آب زندگیات پر از جواهرات زیبای توست.
نمی افتد به دست مدّعی سرمایهٔ معنی
که این گنج گهر، کلک مرا در آستین باشد
هوش مصنوعی: به دست کسی که ادعای دانایی دارد، ارزش واقعی چیزها نمیرسد، چرا که این گنج گرانبها تنها در قلم من نهفته است.
دل خود میخورد مورش، حزین از تنگدستیها
در آن خرمن که برق بیمروت خوشهچین باشد
هوش مصنوعی: دلش در حال رنج کشیدن است و از نداریها و تنگدستیها ناراحت است، در جایی که در آن زندگی، کسی است که بیرحمانه و بدون توجه به نیاز دیگران، از ثمرات برداشت میکند.