برگردان به زبان ساده
عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
خون مژه از دامن پاکم گذرانند
هوش مصنوعی: اگر شادی و لذت زندگی را با زخم دل و رنج من بگذرانند، خون اشک من از دامن پاکم بریزند، برایم هیچ اهمیتی ندارد.
ناگفته بدانند که از دست غم کیست
از حشر چو با سینهٔ چاکم گذرانند
هوش مصنوعی: بدون اینکه چیزی بگویم، دیگران درک کنند که غم من از چه کسی است، زیرا وقتی در روز قیامت با سینهای شکافته و آزرده حضور داشته باشم، آشکار میشود.
ارواح به خاکم همه سایند جبین را
از کوی تو گر بعد هلاکم گذرانند
هوش مصنوعی: همه ارواح از یاد تو بر من سایه میافکنند. اگر پس از مرگ من، از راه کوی تو بگذرند.
هشیار به هنگامهٔ محشر نتوان رفت
ای کاش که از سایهٔ تاکم گذرانند
هوش مصنوعی: در زمان قیامت، نمیتوان به طور مطمئن و آگاهانه قدم برداشت. ای کاش که فقط از کنار سایهٔ انگورم بگذرانند.
ریزم به رهش بار دگر جان حزین را
گر آن سگ کو، بر سر خاکم گذرانند
هوش مصنوعی: اگر آن سگ بیافتد و بر روی خاکم بگذرد، من دوباره جان حزین را در راه او فدای دردم میکنم.