برگردان به زبان ساده
از آن بر گرد دنیا چشم عشرت کیش می گردد
که دل را وحشت از مکروه دیدن بیش می گردد
هوش مصنوعی: چشمهای شاداب دنیا به سمت لذتها میروند، اما دل از دیدن ناگواریها دچار ترس و وحشت میشود.
کم از کژدم نباشد، اختلاط تلخ گفتاران
گزیدن چون زبان عادت نماید، بیش می گردد
هوش مصنوعی: هیچ فرقی با کژدم ندارد، چون وقتی به تلخی سخن گفتن عادت کند، بیشتر بر این رویه ادامه میدهد.
لباس عاریت گردید سلطان را دو گز دیبا
ازین پیرایه چون عریان شود درویش می گردد
هوش مصنوعی: سلطان یک لباس با ارزش و زیبا به پادشاهی دارد، اما این لباس موقتی است و به او قرض داده شده است. اگر این لباس از او گرفته شود، مانند یک درویش میشود که هیچ چیز ندارد و عریان است.
درین محفل برای دیگران چون شمع می سوزم
به کار خود نیاید هرکه خیراندیش می گردد
هوش مصنوعی: در این جمع، مانند شمع برای دیگران میسوزم، اما کارم به کسی نمیآید، حتی اگر نیت خوبی داشته باشد.
حزین ، چون شمع محفل، فارغ از اندیشهٔ رزقم
چو روزی از دل خود گشت، بی تشویش می گردد
هوش مصنوعی: حزین، مانند شمعی در جمع، از فکر و نگرانی راهم بیخبر است؛ زمانی که روزی از دلش به دست آید، آرام و بدون دغدغه میشود.