برگردان به زبان ساده
ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
آمد ادبار درین کوچه و اقبالی کرد
هوش مصنوعی: من در عشق و جنون به مقام بلندی رسیدم، و حالا که در این کوچه به ننگ و بدبختی دچار شدهام، زندگی به من فرصتی برای اعتلای نامم بخشید.
نیست امروز عجب گر غمش از شادی ماست
آنکه دی از غم ما آن همه خوشحالی کرد
هوش مصنوعی: امروز عجیب نیست اگر او به خاطر شادی ما غمگین است، زیرا دیروز به خاطر غم ما بسیار خوشحال بود.
گرچه دریا نشود خشک به تردستی ابر
در غمت ریزش مژگان دل ما خالی کرد
هوش مصنوعی: هرچند که دریا هرگز به سرعت خشک نمیشود، ولی اشکهای ما به خاطر غمت مانند باران از چشمانمان میریزد و دل ما را خالی میکند.
سرشویده ی من باج ز مجنون گیرد
عشق در مملکت درد، مرا والی کرد
هوش مصنوعی: عشق باعث شده که من تحت تأثیر جنون قرار بگیرم و به خاطر این احساس عمیق، حالا در دنیای پر از درد، مثل کسی شدهام که مقام و قدرتی دارد.
پیر ما را به جهان بخت جوان شد چو شراب
شوخی عهد صبا را به کهنسالی کرد
هوش مصنوعی: پیر ما به ما گفت که در این دنیا، مثل شراب که با پیری جوانتر میشود، زندگی و بخت نیز ممکن است با بالا رفتن سن، زیباتر و خوشفرمتر شود.
مرحبا عشق کزو قطرهٔ ما دریا شد
دل ما را صدف گوهر اجلالی کرد
هوش مصنوعی: عشق خوش آمد که بر اثر آن دل ما به دریا تبدیل شد و مانند صدفی گوهری ارزشمند پیدا کرد.
مرغ گلشن ز تو شیون مگر آموخت حزین
که سحر ناله به طرزی که تو می نالی کرد
هوش مصنوعی: پرندهی بهشت از تو آواز غمگینی را یاد گرفته است، چون صبحگاه، نالهای همانند نالهی تو سر میدهد.