برگردان به زبان ساده
خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
لله الحَمْد مرا دیده به دیدار رسید
هوش مصنوعی: در خواب بودم که ناگهان شگفتی و خوشی به سراغم آمد. شکر خدا که چشمانم به زیبایی و دیدار آن خوشبختی باز شد.
بگریز ای خرد خام که عشق آمد مست
برو ای عربده جو، حیدر کرار رسید
هوش مصنوعی: برو ای عقل خام، که عشق با حالتی شگرف و سرشار از شور و شوق آمده است. برو، ای کسی که همیشه در حال جنجال و هیجان هستی، زیرا حیدر کرار، یعنی علی، اکنون آمده است.
یار پنهانی ما چشم جهان روشن ساخت
ماه کنعانی ما بر سر بازار رسید
هوش مصنوعی: محبوب پنهان ما باعث روشنی چشمهای دنیا شد، و ماه زیبای ما به بازار آمد.
راز مستی بسرایم پس ازین با دف و چنگ
محتسب رقص کنان از در خمّار رسید
هوش مصنوعی: پس از این، من رازهای شادی و مستی را با نواختن دف و چنگ خواهم گفت. در حالی که محتسب (نظارت بر رفتار مردم) رقص کنان از درِ میخانه وارد میشود.
نتوانم من بی تاب و توان شرح دهم
که چها بر دل از آن نرگس بیمار رسید
هوش مصنوعی: من نمیتوانم حال و وضع نگرانکننده و ناراحتکنندهام را به خوبی توصیف کنم، چرا که آنچه از عشق و محبت این نرگس بیمار بر دلم گذشته، فراتر از کلمات است.
سر زد از طرف رخ یار، بهار خط سبز
می بیارید که دور گل و گلزار رسید
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی خود از جانب چهره محبوب نمایان شد و خط سبز طبیعت به همراه خود آورد تا دور گلها و باغها برسد.
کند از وسوسهٔ عقل فراموش، حزین
هر که را ساغری از ساقی ابرار رسید
هوش مصنوعی: هر کس که ساغری از دست ساقی مخلصان دریافت کند، از وسوسههای عقل و تردیدهای آن رهایی مییابد و غمگینی را فراموش میکند.