برگردان به زبان ساده
لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
کلک مشکین تو از غمزدگان یاد نکرد
هوش مصنوعی: لبهای زیبای تو با یک پیام دل ما را شاد نکرد و موهای تیره و جذابت هم به یاد غمدیدگان نبود.
می کند آنچه جگرکاو نگاه تو به دل
به رگ جان کسی، نشتر فولاد نکرد
هوش مصنوعی: او کاری میکند که نگاه تو به دل کسی، بر او تأثیر میگذارد و مانند نشتر تیز و فولادی، عمیقاً در جان او نفوذ میکند.
سرو ناز تو که عمر ابدی سایهٔ اوست
یک ره از لطف، خرابی چو من آباد نکرد
هوش مصنوعی: تو که زیبایی بینظیری را داری و سایهات همیشه جاودان است، یک بار هم به من نیکویی نکردی و حالتی مانند من که خراب و بیسروسامان است، را آباد نکردی.
کافر بتکده جز مهر رخت قبله نداشت
صوفی صومعه جز ذکر تو اوراد نکرد
هوش مصنوعی: کافر در میخانه فقط زیبایی تو را میپرستید و عارف در صومعه تنها ذکر تو را زمزمه میکرد.
کاوش ناخن غم، با جگرم کرد حزین
آنچه در کوهکنی، تیشهٔ فرهاد نکرد
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که به دل دارم، کارهایی از عمق وجودم میآید که حتی فرهاد، که با تیشهاش کوه را میشکافت، نتوانست انجام دهد.