برگردان به زبان ساده
در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
خونابهٔ آغشته به لخت جگری بود
هوش مصنوعی: چشمم بدون تو به حالتی آشفته و پریشان است، مانند خون که به تکهای گوشت آغشته شده.
در دام تو افشاندم و آزاد نشستم
اسباب گرفتاری ما مشت پری بود
هوش مصنوعی: در دامی که تو برایم درست کردهای، خود را رها کردهام و به آرامش نشستهام. وسایل و عوامل مشکلات ما، مانند دانههای پریشان است.
چون شمع ز سرمایهٔ هستی به بساطم
سامان سبک خیزی آه سحری بود
هوش مصنوعی: مانند شمعی که از وجودش برای روشنایی استفاده میشود، من هم با آنچه دارم، زندگیام را ساماندهی کردهام و این حالتی که دارم، همانند نالهای در اوایل صبح است.
جز گوشهٔ امن دل ارباب توکل
هر جا که گرفتیم خبر، شور و شری بود
هوش مصنوعی: به غیر از نقطهٔ آرامش قلب و دل افرادی که به توکل و اعتماد دارند، در هر جایی که ما خبرهایی را دریافت کردیم، هیجان و آشوب وجود دارد.
جمعیّت خاطر نشد آماده حزین را
هر پاره دلش درکف بیدادگری بود
هوش مصنوعی: گروهی از مردم آماده پذیرش غم و اندوه نبودند، زیرا هر یک از دلهایشان تحت فشار ظلم و بیعدالتی قرار داشت.