برگردان به زبان ساده
تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
آتش از جلوه مرا بر دل پرشور زدند
هوش مصنوعی: برق زیبایی و جلوهای که بر کوه طور تابید، به شکلی تهمت زده شده است و آتش عشق و شور در دل من از آن جلوه به وجود آمده است.
عشقی از نو به کف خاک من افکنده بساط
باز خرگاه سلیمان، به دل مور زدند
هوش مصنوعی: عشق جدیدی در دلم به وجود آورده که به اندازهی قدرت سلیمان است و این احساس به نرمی در دل من همانند ضربهای به مور مینشیند.
می شود از نفسم، زخم جگرها تازه
از نمکدان قیامت، به دلم شور زدند
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که از درونم احساس میکنم، زخمهای عمیق باز میشوند و مثل نمک بر جراحتهای کهنهام مینشینند، باعث میشوند دلم اضطراب و نگرانی را تجربه کند.
بخت آن بی خبران شاد که در دار فنا
باده بیخودی از ساغر منصور زدند
هوش مصنوعی: سرنوشت افرادی که از دنیا بیخبرند خوش است، زیرا در این جهان زودگذر، آنان از می ناب و سرخوشی الهی نوشیدهاند و لحظههایی را در حالت بیخودی تجربه کردهاند.
می چکد خون دو صد شکوه ز تار نفسم
نشتر زخمه مرا بر رگ طنبور زدند
هوش مصنوعی: خون بسیاری از حسرتها و شکایتها از جانم میریزد، مانند اینکه ضربهای بر رگ طنبور زدهاند و درد آن به من رسیده است.
باده خونابه و بتخانه بود ساغر عشق
طرفه آتشکده ای بر لب مخمور زدند
هوش مصنوعی: شراب، همچون خونی که جاری است، و معبدی پر از بت، جام عشق را بهدست آوردهاند، آتشکدهای شگفت بر لبهای سرخ شده از مستی بر افروختهاند.
بزم عشق است حزین ، از که خبر می جویی؟
جام بیهوشی از آن نرگس مخمور زدند
هوش مصنوعی: مجموعهای از احساسات عاشقانه در این مهمانی وجود دارد، اما آیا از کسی خبری میخواهی؟ جام شیدایی و مستی را از چشمان زیبای عاشقانهای پر کردهاند.