برگردان به زبان ساده
درکشوری که مهر و وفا می فروختند
خوبان، متاع جور و جفا می فروختند
هوش مصنوعی: در کشوری که انسانهای نیک و مهربان به محبت و وفاداری اهمیت میدادند، بدخواهان و کسانی که ظلم و بیرحمی میکردند، تنها به سود و منفعت خود فکر میکردند.
در بیعگاه خنجر ناز نگاه او
جان، قدسیان به نرخ گیا می فروختند
هوش مصنوعی: در بازار عشق، خنجر نگاه او مانند جان آدمی به شمار میآمد و فرشتگان آن را به قیمت گیاهان میفروختند.
من زان ولایتم که به یک جو نمی خرید
شاهنشهی اگر به گدا می فروختند
هوش مصنوعی: من به خاطر ارادتی که به سرزمین خود دارم، اگرچه حتی به قیمت کمی باشد، حاضر نیستم که مقام شاهی را به سادگی بفروشم، حتی اگر آنها بخواهند آن را به یک گدا بفروشند.
ننگ آیدش وگر نه مکرر به التماس
دولت به رند بیسر وپا می فروختند
هوش مصنوعی: اگر شرم نمیکردند، به راحتی از روی ناچاری و به خاطر درخواست دولت، به رندی بیمقدار وادار میشدند تا خودشان را به فروش بگذارند.
خواری کشان کوی خرابات از غرور
چین جبین به بال هما می فروختند
هوش مصنوعی: در کوی خرابات، افرادی که در حال ذلت و خواری بودند، از سر arrogance و غرور، زیبایی چهره خود را به بالای پرندهای مانند هما میفروختند.
گل می دمید یکسر ازین دشت آتشین
خاری اگر به آبله پا می فروختند
هوش مصنوعی: در این دشت گرم و پر از آتش، گلی به طور کامل شکوفا میشد، اگر کسی به خاطر یک زخم کوچک بر پا، آن را نمیفروخت.
دون همّتان سفله شعار جهان حزین
ما را چه می شدی که به ما می فروختند؟
هوش مصنوعی: دون همتهای پست و بیارزش در دنیای غمگین ما چه میکردند، آیا برای ما ارزش تازهای میآفریدند اگر به ما میفروختند؟