برگردان به زبان ساده
همسر بوالهوس مدان، عاشق پاکباز را
زهر چش جفا مکن، مشرب امتیاز را
هوش مصنوعی: همسر بیوفا را به حساب نیاور، و عاشق وفادار را با بیرحمی رنجان. تمایز و برتری را در نظر بگیر.
سینه حریف چون شود، آن مژهٔ دراز را
دشنه شکسته در جگر، چنگل شاهباز را
هوش مصنوعی: وقتی که سینهی دشمن پر از درد و رنج میشود، آن مژهی زیبا که مانند دشنه در قلب او فرورفته، همچنان مانند دستان شاهین به شدت بر او چنگ میزند.
گر نبود قبول تو، جنس کساد دین و دل
از چه به غمزه داده ای، منصب ترکتاز را
هوش مصنوعی: اگر تو را نداشته باشم، پس چرا با ناز و غمزۀ خود دل و دین را به این حال و روز انداختهای؟ چرا این مقام را به بیاعتنایی رها کردهای؟
تا ره هوش را زند، رطل گران بیخودی
میکده کرشمه کن، نرگس نیم باز را
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مسیر فهم و آگاهی هستی، سنگینی غفلت و بیخیالی را کنار بگذار و در میکده با ناز و عشوهای که شایستهاش است ظاهر شو، مانند نرگسی که نیمهباز است.
زاهد حق پرست من، منکر برهمن مشو
بی خبر از حقیقتی، چاشنی مجاز را
هوش مصنوعی: نیکوست که در جستجوی حق و حقیقت باشی، اما نباید به ظاهر موضوعات و دلبستگیهای بیاساس دل ببندی. باید آگاه باشی که برخی مطالب تنها ظاهری دارند و لازم است که به عمق آنها نگاه کنی.
عار ز سجدهٔ منت، چیست خدای را بگو؟
چون ز ازل تو کرده ای، ناصیه سا، نیاز را
هوش مصنوعی: عزت و کرامت خداوند به پا درآوردن ما در برابر او چه معنایی دارد؟ زیرا تو از آغاز هستی، سرنوشت ما را تعیین کردهای و از ما خواستهای که نیاز خود را به تو نشان دهیم.
پردهٔ هوش می درد، نغمهٔ دلکشت، حزین
بند نقاب وا مکن، خلوتیان راز را
هوش مصنوعی: در حالتی که عقل و درک ما متوجه میشود، صدای دلانگیزی به گوش میرسد. ای کسی که در خلوت نشستهای، رازها را فاش نکن و پردهٔ secrecy را کنار نزن.