برگردان به زبان ساده
افزود خواب غفلت جاهل چو پیر شد
موی سفید در رگ این طفل، شیر شد
هوش مصنوعی: با افزایش خواب غفلت، نادانی مانند پیری میماند که موی سفید شده است و حالا درون این کودک، قدرت و انرژی مانند شیر وجود دارد.
روز فتادگی، شدم از سعی بی نیاز
پای ز کار رفته، مرا دستگیر شد
هوش مصنوعی: در روزی که افتادم و از تلاش بینیاز شدم، پاهایم به کار نیفتاد و به کمکم آمدند.
چشم تو، تا پیاله ز خون دلم گرفت
این نازنین غزال، چنین شیرگیر شد
هوش مصنوعی: چشم تو وقتی به پیالهای پر از خون دل من نظر کرد، این غزال نازنین به این زیبایی خیرهکننده درآمد.
دریا، چه پشت چشم کند نازک از حباب؟
نانم به آبروی چو گوهر، خمیر شد
هوش مصنوعی: دریا، با چه نازکی و ظرافتی میتواند بخار حبابی را پشت چشم من پنهان کند؟ نان من به خاطر آبرو و ارزش مانند گوهر، خراب و از بین رفت.
دولت چو یافت بدگهر، از وی کناره کن
درّنده تر شود، چو سگ سفله سیر شد
هوش مصنوعی: وقتی که خوش شانسی از فردی بدجنس به دست آید، باید از او دوری کرد؛ زیرا او هر چه بیشتر سیر شود، بدتر و خبیثتر خواهد شد، مانند سگی پست که وقتی سیر شد، به بیرحمی خود ادامه میدهد.
تا داد سر به دشت جنونم شکوه عشق
داغم جگر شکافتر از چشم شیر شد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دیوانگیام به اوج خود رسید، درد عشق من آنچنان شدید شد که از شدت آن، جگرم مانند چشمی تیز و تند شد.
مشنو فسون زهد که در تیره خاک هند
هر کس نیافت دولت دنیا، فقیر شد
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که نباید فریفته زهد و ظاهر سازی در دین شد، چرا که در سرزمین هند، افرادی که موفق به دستیابی به ثروت و موفقیت دنیوی نشدهاند، در واقع به فقر و نیاز دچار شدهاند. به عبارت دیگر، زندگی زاهدانه و کنار گذاشتن دنیا به تنهایی نمیتواند ضامن خوشبختی و سعادت باشد.
جان حزین تشنه جگر سوخت ز انتظار
فردای حشر و وعدهٔ وصل تو دیر شد
هوش مصنوعی: جان حزین در انتظار روز قیامت و وعده دیدار معشوق، بر اثر شوق و عطش در درونی سوخته به حالتی بس نزار درآمده است. مدت زمان انتظار او طولانی شده و دلش به شدت در عطش و درد میسوزد.