برگردان به زبان ساده
ای شور خیالت، نمک زخم جگرها
مجنون بیابان سراغ تو، نظرها
هوش مصنوعی: ای شور خیال تو، مانند نمک بر زخم دلهای داغدار است. مجنونِ بیابان در جستجوی توست و چشمها به تو دوخته شدهاند.
بی عشق ز دل ها نرود ریشهٔ غفلت
خورشید بر آرد رگ خامی، ز ثمرها
هوش مصنوعی: بدون عشق، غفلت از دلها زدوده نمیشود. خورشید، خامی و ناپختگی را با میوههای خود به نمایش میگذارد.
ای مرغ بهشتی، به کدامین لب بامی
پر می زند از شوق تو، آغوش نظرها
هوش مصنوعی: ای پرنده بهشتی، در کدامین بلندای بام پرواز میکنی از عشق تو و دلتنگی نگاهها؟
جایی که بود در دل هر ذره مقامت
خالی نگذاری صدف پاک گهرها
هوش مصنوعی: هر جا که هستی، در دل هر ذره از وجودت، نباید فضایی برای ذخیره نکردن زیباییها و ارزشها بگذاری. مانند صدفی که جواهرات را در خود حفظ میکند.
دردا که نداری سر افسانهٔ عاشق
تا در شب زلفت بسراییم، سمرها
هوش مصنوعی: متأسفانه، او نمیتواند داستان عاشقانهاش را با تو بگوید و در سایهی شب زلفهایت به آواز درآورد.
ای آنکه نداری قدری رحم به خاطر
مشتاق وصالیم چه دانی، چه قدرها؟
هوش مصنوعی: ای کسی که هیچ رحمی به حال ما نداشتی، به خاطر عاشقانهگیام برای وصالت، تو چه میدانی از دردها و رنجهایی که میکشم؟
بگشای حزین طبلهٔ عطار و صلا دِه
تا غوطه زند تلخی جانها، به شکرها
هوش مصنوعی: دستگاه موسیقی عطار را به صدا درآور و مردم را دعوت کن تا با شنیدن این نوا، تلخیهای زندگی را فراموش کنند و به لذت و شیرینی بپردازند.