برگردان به زبان ساده
صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
پردهٔ دل ها درید، چاک گریبان صبح
هوش مصنوعی: صدای قیامت به گوش رسید و بانگ پرندگان صبح، دلها را شکافت و صبح را با درد و اندوهی عمیق مواجه کرد.
عاشق بیدار یافت دولت دیدار را
دیدهٔ بیدار برد، فیض گلستان صبح
هوش مصنوعی: عاشقانی که بیدار هستند، فرصتی برای دیدار محبوب خود به دست میآورند. آنها با چشمانی بصیر و هوشیار، زیباییهای زندگی را مشاهده میکنند و از لذتهایی چون صبح دلانگیز و گلستان بهرهمند میشوند.
چون دم عیسی دهد، مرده دلان را حیات
مطلع صبح آیتی ست، آمده در شأن صبح
هوش مصنوعی: زمانی که دم عیسی به مردهها جان میدهد، مانند صبحی تازه و زیبا است که نشانهای از زندگی و حیات است و در واقع صبح به خودی خود یک آیت و نشانهای از ظهور زندگی جدید است.
ظلمت شبها بلاست، عاشق مهجور را
زنگ ز دلها برد، چهرهٔ تابان صبح
هوش مصنوعی: تاریکی شبها عذابآور است و عشق دورافتاده را از عمق دلها فراموش میکند و صبح با چهرهای درخشان و روشن نمایان میشود.
درد جدایی بلاست، گر همه یک ساعت است
شمع شبستان گداخت از تف هجران صبح
هوش مصنوعی: درد جدایی یک مصیبت بزرگ است؛ حتی اگر فقط برای یک ساعت باشد، شمع در مجلس شب به خاطر سوز و گداز ناشی از دوری صبح، ذوب میشود.
زیب جبین ساخته، طرّهٔ شب رنگ را
ریخته آن مه لقا، مشک به دامان صبح
هوش مصنوعی: چهرهاش زیبا و دلربا است و موی تیرهاش را همچون شب بر دوش خود افکنده. آن معشوقی که مانند ماه است، همچون مشک بر دامان صبح جلوهگری میکند.
با دل چاک حزین ، صبح چها می کند؟!
شور قیامت بود چاشنی خوان صبح
هوش مصنوعی: دل غمگین و پارهپاره از درد، در صبح چه خواهد کرد؟! صبح مثل یک مهمانی بزرگ و هیجانانگیز به نظر میرسد، پر از شور و شوق.